یادی از هنرمند اسلیمی کار شیرازی، زنده یاد استاد عباس نقاش

روزنامه خبر جنوب - 30 مهر ماه 1394


 

ما به این حقیقت واقف و آگاهیم و پذیرش این احساس را با همه دشواری های پیش رویش قبول داریم که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. توقع به تاکید بر احترام به بزرگان، اندیشمندان و هنرمندان الزامی است و هرکسی را مقید بر احترام خاص می کند. فرهیختگان نیز مخصوصا در زمینه فرهنگی و رشته تخصصشان، در هر موقعیت معیشتی انتظار دارند تا در صورت نیاز، با همدلی وکمک رسانی، به یاری و دلجوییشان شتافته، خاصه اینکه فرهیخته به صورت غیر آکادمیک و تجربی یا دانشگاهی به فعالیت خود ادامه داده باشد. باید در مواقعی جهت رفع نیازشان کمر همت بسته و نهایتا با حضور در مراسم فقدان و بزرگداشت آن ها و دلجویی بازماندگانشان اقدام گردد. متاسفانه ما هرچه کتاب و مقاله خوانده ایم و در سخنرانی ها تاکید شده که «هنرمند هرکجا که رود قدر بیند و برصدر نشیند» و در مورد اشخاص برجسته که از نهاد مردمان یک سرزمین و زادگاهشان برخاسته اند و در باره هنر گذشتگان مطالعه نموده ایم، که باید توجه به موقعیت آن ها در جامعه باعث شکوفائی آنان گردد. و در حل مشکلات  (و هَل مِن ناصِرُ یَنصُرُنی) آنها بکوشیم، متاسفانه در این موارد بارها مشاهده شده که مسئولی یا خودش را گرفتار جلوه می دهد یا به نشنیدن و ندیدن و بی اطلاعی میزند تا بلکه از قید سوال دیگران رها شده و پا سخی غیر موجه  جهت رفع تکلیف به میان کشد و شانه هارا خالی از مهر و محبت و احترام بالا بیندازد و تمام وعده و وعیدهای پشت میزی را که لازمه انجام در جهت تسهیلات هنرمندان بکاررود، می باشد و باید در خصوص احترام در اختیار قشر فرهیختگان قرار بگیرد، زیر پا می گذارد، بی اعتنا بر خوردی نشان می دهد که گوئی این روش درست است... تا در زمان لازم کاری از دست کسی برنیاید. در حالی که زحمات و رنجهای آنها و گذشت و فداکاری ها را که زاییده یک عمر تلاش و اثر گذاری است، به فراموشی سپرده و قول و اطمینان توجه و کمک را به اشخاصی خاص معطوف می کنند. در بیشتر موارد با وسواسی ویژه به آنهائی توجه می شود که دارای موقعیت یا منصب خاصی بوده، تاشاید در آینده بتوانند از قِبَل بازماندگان، یا مراجعی به نان و نوائی برسند! که در این مواقع، از خود گذشتگی مسئول، در این نمایش، به سبقت گرفتن برخورد می نمایند و.... سنگ تمام گذاشته، بطوری که گاهی دیگران نیز در این خود خواهی ها، مجبور به همکاری با او می گردند! در صورتی که یک هنرمند گمنام گچ بُر یا آهنگر، نقاش، خطاط، آهنگ ساز، بازیگر و مجسمه ساز و... که هنرش اثری جاودانه دارد و روزها به خاطر آثارش، تعداد زیادی توریست و جهان گرد به دیدن آثارشان دعوت می شوند و با کمترین چشم داشت و درآمد بخور و نمیر، تازه، بعد از مرگشان رها می شوند و کسانی که مسئولند، کاری به آنها نداشته و فراموششان می کنند! ما در گذشته شاهد بیماری فراموشی استادی بوده که در بیرون از خانه می میرد و شهروند شیرازی از شخصیت او بی اطلاع است و بی توجه به موقعیت علمی و فرهنگیش او را در قبرستان عمومی دفن کرده ،که بعد از چندی به خاطر آگاهی شخصیت های بزرگ شهرمان (به غیر از مسئولین مستقیم فرهنگی و هنری ) از اقصی نقاط ایران و جهان باعث می شوند تا نبش قبر وی انجام شده و اورا با تشریفات در محل دیگری دفن نموده، مراسم های ویژه ترتیب دهند، در صورتی که یک هنرمند نقاش که آثارش حتی در امامزاده شاهزاده حسین، ضریح مقدس سید علا الدین حسین وجود دارد و در اماکن تاریخی و فرهنگی شیراز باعث اثری ماندگار گردیده، و معاصر می باشد و همه او را می شناسند، با توجه به اطلاع رسانی و خبر مرگش، به میراث فرهنگی، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس و صنایع دستی که ایشان یکی از پیشکسوتان آن واحد بود، کسی در مراسم وی حضور پیدا نمی کند.

روی سخنم با شما دست اندکاران محترم فرهنگ و هنر مکتب شیراز است، شمائی که دل می سوزانید و بخاطر هنرمندان و فرهیختگان این دیار به کار هنری آشنائی دارید وجهت نگهداری هنرمندان جلسات مختلفی برگزار می کنید و باعث امیدواری هنرمندان می باشید!

از استاد مرحوم عباس نقاش که یکی از (آخرین بازمانده نقاشان اسلیمی کارشیرازی ) بود یاد می کنم. او را به خوبی می شناسید و از دوره چند ساله بیماریش کم و بیش آگاهی داشتید و از تولد او در 1305 و زندگی نامه پر بارش اطلاع کافی دارید، اورا بارها به عنوان استاد خواندید و با تقدیر نامه ای کاغذی باعث خوشحالیش شده! چرا در زمان بیماری مسئولی جویای حال و احوال و گرفتاری های مالی و احساسی او نشد وکسی از وی عیادت نکرد؟! وی در روز شانزدهم مهرماه 94رخت از این دنیای بی وفا بر بست و به سرای باقی شتافت، با توجه به اطلاع رسانی از طریق خانواده اش که بعد از امید به خدا به لطف شما چشم دوخته بودند، مسئولین فرهنگی و هنری در مراسم تشییع و تدفین و مجالس یاد بودش حد اقل برای اطمینان خاطر دیگر هنرمندان  حاضر نبودند؟! که جای تاسف دارد....

 استاد عباس نقاش دوران کودکیش را در کنار پدر هنرمندش اصغر نقاش که در قلم موسازی و قلمدان سازی و نقاشی برروی قلمدان سرآمد بود، به فرا گیری هنر پدر پرداخت وبا شاگردی در کنار استادی دیگرکه در رشته اسلیمی و ترنج تبهر داشت (مرحوم استاد محمد جعفر ترنج کار) به درجه استادی رسید.

شاید این هنر برای خیلی از شهروندان شیرازی آشنا نباشد. ولی از آنجا که آثار به جا مانده وی در اماکن چشم نواز است و بعنوان حکایت میراث داری از گذشتگان محسوب می شود بر آن شدم تا خلاصه ای در این شیوه از هنر وی توضیح داده شود.

 

هنر اسلیمی، که سابقه بسیار طولانی در زمینه نقاشی دارد و در ادوار مختلف، در طراحی و تزیین قالی ها و دیوارها و اشیاء قیمتی مشاهده می شود و اینکه در تاریخ بعد از اسلام، ابتدا به عنوان هنر اسلامی معرفی و همه هنرمندان، علاقمند اثرگذاری و اشائه هنر به شیوه نقاشی هنر اسلیمی شده و در تذهیب قرآن های خطی و کتیبه ها کوشیدند وخلاقیت معنوی را در کارها و آثارشان به جا گذاشتند. زیرا نقش اسلیمی که از اجزاء ترنج و زمینه ساز آن می باشد و دارای الفبای خاصی، شبیه به گردش شاخه های درخت مو است، ولی در واقع هیچ نزدیکی با فرم درخت رز ندارد ، نشان داده شد. ترکیب پیچ و خم ها و دورهای منظم در حاشیه و متن با گردش و رقص قلم که با مهارت خاص و تزئین آن با خطوط قرآنی و اشعار پر معنا که جنبه هشدار و تربیت دارد، با چاشنی نقش ختائی ها، گل و مرغ و نشان دادن مناظر زیبای از طبیعت در گوشه و کنار این طرح رنگین و در بعضی از آثار با نشان دادن تصویر شخصیت ها در قسمتهای مختلف، نشان دهنده این هنر اسلامی است که می توان گفت، مجموعه کامل این نقوش را در دیوارها و سقف های موجود در اندرون قوام و حسینیه قوام به خوبی مشاهده می شود. آن ها می توانستند با اراده و عشقی که به معنویت هنرشان داشتند بر روی داربست های چوبی نا امن رفته و در فاصله های چند متری از زمین و تکان های شدید بی آنکه حراسی داشته باشند با ذکر دعا و با وضو ساعت ها روی پا ایستاده و سر به هوا به خلق آثار ماندگارشان بپردازند.

در حال کارکردن بر روی سقف باغ عفیف آباد (سال 1352)

لذا این هنرمند در اماکنی مانند باغ قوام، حسینیه قوام، عفیف آباد، بیشتر مساجد و حسینیه ها و بیت العباس و خانه های اشرافی شیراز به خلق اثر، نوسازی و مرمت آثار گذشتگان، این هنر ارزنده گل و مرغ، ختائی، ترنج و کنج و خطوط مقدس قرآنی پرداخته، کار با ارزش و یادگارهائی زیبا و خیال انگیز و روحانی را به جای گذاشت و شاگردانی را  برای جامعه هنری سبک اسلیمی تربیت نمود که بیشتر آنها یا مرحوم شده و یا در امارات به کار مشغول بوده اند.

در محافل هنری بارها به این موضوع اشاره می نمود که :

من ز دربار حسین ابن علی(ع) ماهانه دارم                     کی دگر چشم طمع بر مردم بیگانه دارم

تا گرفتم دستخط نوکری از مادر او                             بر در دربار آن شه منصب شاهانه دارم

او در قبال کاری که انجام می داد هیچ چشمداشتی به اجرت کار نداشت و همیشه آرزو می کرد که مزد حقیقی را از خدا بگیرد. زیرا بسیار به این موضوع اهمیت می داد که هر کاری را با توکل به خدا و عشق به اهل بیت باید شروع و به انجام رسانید لذا در کارش بسیار وسواس به خرج می داد و تنها چیزی که می توانست اورا به کارش علاقمند سازد امیدی بود که به خاندان ائمه طاهرین داشت. به همین نیت آرزو می کرد تا  کارشناسان و دست اندرکاران فرهنگ و هنر، محیطی را جهت آموزش به جوانان در اختیارش قرار داده، تا بتواند این هنر را که خاص شیراز است به آنها آموزش دهد. زیرا اعتقاد داشت سبک نقاشی اسلیمی شیراز باید بماند. متاسفانه ما شاهد این مدعا هستیم که هنر شیراز آرام آرام به وسیله هنرمندان استان های دیگر با امضاء خودشان گسترش خواهد یافت و اصالت هنر مکتب شیراز از بین خواهد رفت. 

درست است که رودکی پدر شعر فارسی در جهان می فرماید،

   رفت آنکه رفت، آمدآنکه آمد              بود آنچه بود خیره چه غم داری

اما  این شعر مصداق زندگی و مرگ هنرمندان نیست. چرا که حضرت سعدی می فرماید:

غرض نقشی است کزما باز ماند                      که هستی را نمی بینم بقائی

مگر صاحبدلی روزی زرحمت                      کند در حق درویشان دعائی

بیایید قدری بیشتر به هنرمندان گمنام شهرمان بها داده، آنهارا جستجو کنیم و باعث دلخوشی و هنرنمائی آنها شده و شهر زیبای شیراز را که مهد تمدن و فرهنگ و هنر سرزمین ایران است، با تشویق و دلگرم نمودن هنرمندان شیرازی پر رونق و با ارزش تر به جهانیان نشان داده و افتخار آفرینی هنرمندان را شاهد باشیم. فراموشمان نشود که از پیران هنر و میراث داران گذشته شیراز حمایت گردد.

حمام آقاباباخان (سال 1348)

اگر توجه داشته باشیم مشاهده می شود که در گذشته دانشگاه های هنر وجود نداشتند و امروز که در گوشه و کنار این مرز و بوم مدرسه های عالی هنری و آموزشگاه های زیادی در این رابطه وجود دارد، مثل مدیریت در کارهای روز مره که اکتسابی نیست و بیشتر از خلاقیت های درونی افراد سرچشمه می گیرد و نمی توان گفت که هر کس می تواند خلاقیت داشته باشد، در این رابطه ثابت گردیده که کسانی توانسته اند به وجود آورنده آثاری بدیع در هر زمینه هنری باشند که از درونشان فرمان گرفته و با مدیریت روحی و احساسی ساز دلنشین را به گوش برسانند. زیرا به قول عوام: فوت کوزه گری در کار هنرمندان سنتی تحسین برانگیز است. امروزه تزیینات هنری بیشتر توسط دخالت وسایل صنعتی انجام می شود لذا استادکاران امروز، به سختی ها و مرارت های حین کار هنرمندان گذشته آشنائی ندارند و آثارشان بیشتر به خلق ساخته های مدرن خلاصه شده است. لذا آن ها را که گمنام زندگی می کنند دریابید و با آنها دوستی کرده چند صبای دیگر عمر پربارشان را بها داده، تا آیندگان بتوانند باشناخت هنرمندان دوره های قبل به ارزش هنر اصیل شیراز پی برده و قدر دان  آثار و ادامه دهنده راهشان باشند. یادمان باشد که تمامی فعالیت دوائر فرهنگ و هنر و میراث فرهنگی ما مدیون عشق ورزی آثار هنرمندان گذشته است و باعث افتخار می باشد و تا زمانی روی پای خود هستند که آثار خلق شده مخصوصا به وسیله هنرمندان تجربی پیش از ما به وجود آمده که می طلبد در حفظ و نگهداری آن آثار بکوشیم. - محمد علی پرواز – نقاش پرتره های پیشکسوتان و چهره های ماندگار شیراز

این مورد را ارزیابی کنید
(655 رای‌ها)

نظرات بازدیدکنندگان:

(*) :موارد الزامی

اين وب گاه در ستاد ساماندهی پایگاه های اينترنتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.

صفحه اصلی   |   زندگینامه هنری   |   پرتره های چهره های ماندگار   |   گالری نقاشی   |   گالری خوش نویسی   |   مقالات    |    یادداشت ها   |   تماس با ما

| All Rights Reserved. All contents available on this website are copyrighted by ONLINE PARVAZ ART GALLERY© 2006-2017 |

كليه حقوق مادی و معنوی اين وب گاه محفوظ و هرگونه انتشار يا استفاده از تصاویر و مطالب آن، تنها با ذکر منبع، آزاد است. © 1396-1385

| براي استفاده هرچه بهتر از سايت، پيشنهاد ما به شما، استفاده از مرورگرهای Google Chrome و firefoxMozilla Firefox  است. |