مراسم ایام ماه مبارک رمضان در دهه ی 20 و اوایل دهه 30 ...

روزنامه خبرجنوب - نگاه پنجشنبه - 19 تیرماه 1393


 

همجواری منزل ما با آستان مقدس احمدی (شاه چراغ(ع)) سعادتی بود، از این رو مطالبی که از نظر گرامیتان می گذرد یادمان بخشی از دوران زندگی من بوده است.

در اطراف شاه چراغ مسجدهای متعددی وجود داشت. به غیر از حرم های متبرکه شاه چراغ و سید میر محمد و آستانه سید علا الدین حسین (ع) که پذیرای خیل زواران و مسافران و همچنین مردم شیراز از دور و نزدیک بودند، مساجدی مثل مسجد پنبه زنها به امامت مرحوم آقا شیخ شریعتمدار و مسجد نو که مرحوم آقای سید حسین مدرس و خطابه فخرالمحققین و مجدالمحققین و مسجد سر دزدک مرحوم آقای سید غلامرضا ابطحی و مسجد بازار ریسمان آقای ذکاوت و مسجد جمعه شهید محراب حاج سید عبدالحسین دستغیب روحانیت خاصی را به محل زندگیمان بخشیده بود؛ نمازهای جماعت درآن مساجد برگزار می شد و همچنین نماز های یومیه توسط مرحوم حاج علم الهدی در حرم مطهر احمدی (ع) برپا می گردید. در اکثر خانه ها مجالس مذهبی متعددی مثل اجرای دعای کمیل، ندبه، توسل، زیارت عاشورا و شب های قدرو تعزیه  برگزار می گردید. پاتوق خانواده ما معمولا مسجد سر دزدک بود. با اینکه این مسجد خیلی وسعت نداشت، ولی به خاطر قداست خاص این مکان، اهالی محل اعتقاد و حضور قلبی خالصانه در این مسجد پیدا نموده، تمام مسائل دینی و محلی خود را در این مسجد به انجام رسانده و حاجت روا می شدند. معمولا از مدت ها قبل از شروع ماه مبارک رمضان، برنامه های متنوعی در کلیه مساجد و صحن و حرم شاه چراغ (ع) برگزار می شد.

در آن زمان جمعه آخر ماه شعبان را به نام "کلوخ اندازون"می شناختند و آن روز را به تفریح در صحرا و باغ می گذرانیدند و به شیطان کلوخ پرتاب می کردند و در این آرزو بودند که بتوانند ماه رمضان را با موفقیت به اعمال این ایام اهتمام داشته باشند. در ضمن جمعه آخر ماه رمضان را به عنوان جمعه "اَلِودا" نام گذاری کرده بودند.

بیاد می آورم بچه هائی که دوران روزه کله گنجشکی را پشت سر گذاشته بودند از بعد از ظهر گرسنگی به سراغشان می آمد و ساعتی یکبار از مادرشان می پرسیدند چند ساعت دیگر به افطار مانده است؟ مادر در جواب او را به کاری مشغول می نمود تا گرسنگی و تشنگی او را آزار ندهد. بهترین سرگرمی و گذر زمان برای جوانان توجه نمودن به قرآن و دعا بود.

از جمله فرائض این ماه، قرائت روزی یک جزء از قرآن به شمار می رفت، که به "ختم قرآن" در سی روز رمضان معروف بود و روزه دار، اهمیت خاصی برای قرائت قرآن قائل بود. به نذری دادن اعتقاد داشتند. مردم شیراز نذرکردن را دوست می داشتند و نذری دادن را در صورتی که استطاعت داشتند، در مراسم عزاداری و دعا و با همیاری بانیان خیر در جهت کمک به مستمندان و آن هائی که احتیاج به مساعدت داشتند، واجب می دانستند. در این ایام نقش کودک و نوجوان و حضور پررنگشان در این مجالس زبانزد بود بهترین سرگرمی آن ها در این مجالس قرائت سوره های کوچک، اقامه و اذان بود و در مراسم پذیرائی، از مدعوین و نمازگزاران پیشقدم  می شدند. جالب اینجاست که وقت شرعی افطار به چند صورت به اطلاع روزه داران می رسید. برخی به وسیله همسایه هائی که سفارش شده بودند، با چراغ دستی در کوچه ها به دنبال خانه های دوستان و آشنایان می گشتند و آن ها را بیدار کرده تا در صورت امکان روزه بگیرند. تعدادی از مردم توسط صدای شلیک توپ که به وسیله ارتش در مسجد نو به صدا در می آمد، یا به وسیله زنگ ساعت مسجد مشیر که در وقت سحر و نزدیک شدن به اذان صبح به صدا در می آمد و پسرها و مردان بر پشت بام ها رفته و اذان می گفتند و مردم محلی را از خوردن و آشامیدن منع می کردند. پاره ای از مردم به وسیله چهار بلندگوی نصب شده در گلدسته های مسجد وکیل و کسانی که احتیاج به حمام داشتند، با صدای بوق حمام از زمان اوقات شرعی باخبر می شدند. لذا همه اهالی شیراز متوجه ساعت های شرعی سحر و افطار می شدند. باید متذکر شد که هر شب جمعه مناجات احمدی توسط فردی خوش صدا در اطراف گنبد شاه چراغ (ع) شنیده می شد و به "وخمه شاه چراغ" معروف بود. در هر صورت، تمام روزهای سال مردم در تدارک بهتر برگزارکردن ایام دهه عاشورا و ماه مبارک رمضان و برگزاری شب های قدر بودند و خدمات خود را با شوقی وصف ناپذیر ارائه می دادند. در شب های قدر نیز اهالی از نوشیدن عرقیات و گلاب و آب گرم و لیمو استفاده می کردند. دعاهای شب های قدر بوسیله هر کسی که مایل به قرائت بود خوانده می شد.

نظافت مساجد معمولا توسط مردم محل صورت می گرفت و تعمیرات نیز با مشارکت استادکاران بصورت رایگان انجام می شد. هرمحله در شیراز یک نفر به عنوان "بزرگترمحله" داشت که در کنار مردم به رتق و فتق امور محلی می پرداخت و برنامه های کمک به رفع گرفتاری روز مره مردم را نیز ایشان به انجام می رسانید. ایام ماه رمضان کسبه محلی نسبت به ارزان نمودن نرخ اجناس توجه خاصی داشتند و بیشتر اماکن و مغازه ها چراغانی می شد. مراسم دعا و وعظ، در بعد از ظهرهای ماه مبارک رمضان صورت می گرفت. معمولا در گرمای تابستان یا روزهای سرد زمستان این سنت دینی توسط بانی های خیر، جهت  روزه داران از چند ساعت قبل از مراسم اذان مغرب درشاه چراغ تدارک می گردید و در صحن مطهر، روبروی حرم زیر بنای ساعت بزرگ شاه چراغ به شنیدن سخنرانی گوش فرا می دادند و در لحظاتی ملکوتی دل ها را روانه آستان مقدس احمدی و شفیع مؤمنین کرده به راز و نیاز می پرداختند و نماز مغرب نیز در همان محل با خیل انبوه نماز گزاران روزه دار به انجام می رسید. افرادی خیر بودند، که افطاری توزیع می کردند و خانواده های مستمند فراوانی از برکت این روزها متنعم می شدند. افطاری دارای پیش غذا از قبیل رنگینک، تر حلوا، حلیم بادمجان، آش ماس، حلوای کاسه و خوراک سفره های مرسوم، معمولا انواع آبگوشت و آش رشته بود. یا اینکه خوراکی دندان گیر مثل کوفته هلو به دست روزه دار می رسید. در هر صورت به قول معروف، "هرچه از دوست می رسد نیکوست"؛ همه شاکر و متنعم می شدند. نماز گزارانی بودندکه در مسجد می ماندند و به دعاهای ماه مبارک "دعای افتتاح" ادامه می دادند و تا پاسی از سحر و در انتهای دعا در مسجد به راز و نیاز می نشستند. بعد به خانه های خود رفته سحری را در کنار خانواده صرف نموده و بعد از نماز صبح تازمانی که وقت رفتن به سر کار برسد کمی استراحت کرده و بعد، خود را مهیا برای رفتن به محل کار می کردند. باید متذکر شد در این ایام فعالیت ها کمتر می شد و مردان زودتر از معمول به خانه برمی گشتند. یکی از محسنات این ایام بجا آوردن صله ارحام بود. در صورتی که فرصتی پیدا می شد، به عیادت بیماران و حتی دوستان و نزدیکان خود رفته و در جمع آن ها به دلجوئی می پرداختند و این اعمال که همه جزء فرایض دینی می باشد، بیشتر از هر زمانی به آن توجه می شد. در این روزها درب خانه هر مؤمنی به روی میهمان ناخوانده و مستمندان باز بود و به اندازه وسع از آن ها پذیرائی می گردید.

در زمان افطار، در هر مسجد و حسینیه و حرم های متبرک اهالی روزه خود را با نوشیدن آب گرم یا گلاب در کنار سجاده و تناول شیرینی های محلی مثل بامیه و زولبیا و انواع حلوا های مرسوم یا نان و خرما باز می کردند. افرادی نیز بودند که در این ایام در محلی مناسب از مساجد با توزیع برگه مهردار به تعداد عایله افطاری می دادند و سفره هر خانه به برکت این گونه ایام رنگین شده و تبرک می گردید.

یادآور می شود که در روزهای خاص مانند تاسوعا و عاشورا و ضربت خوردن و شهادت امیر مومنان علی علیه السلام کار روزانه را رها کرده، همگی در دسته جات مختلف سینه زنی در مسجد نو شیراز جمع شده و به ترتیب به طرف مسجد وکیل حرکت نموده و بعد از عزاداری و سینه زدن به سخنرانی و وقایع محرم و رمضان که توسط مرحوم آیت اله حاج سید نورالدین الحسینی ایراد می شد گوش می دادند. در این روزها خیل عزاداران نیز به زیارت اهل قبور می رفتند و حتی افرادی نماز صبح را در ساختمان چهار طاقی دارالسلم یا قبرستان عمومی شیراز ادا می کردند. در قسمتی از محوطه قبرستان (سفه تربت)، یعنی محلی که روزگاری در آن محوطه بانیان خیر چهل بار از خاک کربلای معلی یا تربت امام حسین را ریخته و آنجا را متبرک کرده بودند، وقایع ضربت خوردن و شهادت حضرت علی (ع)، را به صورت نشان دادن شمایل و پرده های نقاشی شده و یا بصورت اجرای تعزیه خوانی برگزار می کردند و افرادی در آنجا نذورات نقدی خود را بین مستمندان توزیع می کردند و قبور اموات را شستشو داده، نظافت قبرستان به وسیله مردم در آن روز انجام می شد.

بعد از ایام ضربت خوردن و شهادت حضرت علی (ع) مردم به انتظار روز قصاص ابن ملجم، در تدارک لعن وی در مساجد وتکا یا بوده، افطاری می دادند. در این شب مردم روزه خود را در میهمانی یا خانه با خوردن کله پاچه باز می کردند. و نفرت خود را از عمل زشت ضارب نشان می دادند و از آن روز به بعد در تدارک هر چه باشکوه تر برگزارکردن عید فطر به چراغانی معابر و مساجد می پرداختند. مراسم عید فطر را به عنوان روز بزرگی به زینت دادن خانه های خود و پوشیدن لباس های نو و به دیدار اقوام و بزرگان فامیل رفتن و تبریک و دستبوسی آنان می گذرانیدند. مراسم برگزاری نماز عید فطر از طریق  مساجد و تکایا و حتی بقاء متبرکه در روز قبل از عید به مردم شهر یاد آور شده در ساعت مقرر همه به یکی از مساجد جمعه با مسجد نو یا مسجد وکیل دعوت می شدند و در نماز عید فطرشرکت می کردند. در آن روز به فرزندان خود مخصوصا  به کودکان عیدی می دادند. مخصوصا کدورت ها و قهر های کهنه فامیلی بوسیله ریش سفیدان فامیل از بین می رفت و همه جا غرق شادمانی می شد. اعتقادشان بر این بود که نماز و روزه کسانی که قهر دارند در پیشگاه خدا قبول نیست. در صورتی که آمادگی داشتند آنروز را به باغ های اطراف شیراز رفته و ساعاتی را در آنجا می گذرانیدند. از این که ماه عبادت را به دعا مشغول بوده، خدا را سپاس می گفتند.

آرزومند آنیم که امروز نیز ما مسلمانان در چنین مواردی ذاکر دعای خیر برای کسانی باشیم که در بستر بیماری با درد دست به گریبان هستند، آن هائی که مسافرند و در راه می باشند، آرزومندان، چشم انتظاران و جوانانی که امروز زندگی می کنند و اسیرانی که آرزومند آزادی هستند باشیم. از خدای منان می خواهیم که این ایام را به لطف و کرمش بر ما مبارک گرداند و ما نیز بتوانیم فرائض دینی خود را آنطور که شایسته ملتی اسلامی و الهی است، به سر منزل مقصود برسانیم. انشاا... - محمدعلی پرواز؛ نقاش پرتره های پیشکسوتان و چهره های ماندگار شیراز

این مورد را ارزیابی کنید
(320 رای‌ها)

نظرات بازدیدکنندگان:

(*) :موارد الزامی

اين وب گاه در ستاد ساماندهی پایگاه های اينترنتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.

صفحه اصلی   |   زندگینامه هنری   |   پرتره های چهره های ماندگار   |   گالری نقاشی   |   گالری خوش نویسی   |   مقالات    |    یادداشت ها   |   تماس با ما

| All Rights Reserved. All contents available on this website are copyrighted by ONLINE PARVAZ ART GALLERY© 2006-2017 |

كليه حقوق مادی و معنوی اين وب گاه محفوظ و هرگونه انتشار يا استفاده از تصاویر و مطالب آن، تنها با ذکر منبع، آزاد است. © 1396-1385

| براي استفاده هرچه بهتر از سايت، پيشنهاد ما به شما، استفاده از مرورگرهای Google Chrome و firefoxMozilla Firefox  است. |