مقالات هنری:

هنر اسلامی در خاور میانه و ایران

روزنامه خبرجنوب، نگاه پنجشنبه، ۳۱ فروردین ۱۳۹۶، شماره ۱۱۶۷، ص ۷.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
       اگر به سابقه هنری شبه جزیره عربستان که محل پیدایش اسلام است توجه کنیم به این نتیجه خواهیم رسید که از هزاره های ششم و هفتم ق.م. آثار پارینه سنگی و همچنین میانسنگی در آن نواحی وجود داشته که در تاریخ هنرپیش آمد های بسیاری رخ می دهد، هنر و آثار باقی مانده از آن دوران به بعد را، به نام هنر اسلامی می شناسیم. با توجه به وضعیت طبیعی خاک و خشک بودن آب و هوا و نبود امکانات جهت کاوشگری، در نواحی شرقی این سرزمین، یعنی در نواحی قطر شامل بخش مرکزی، شمال، بخش های جنوبی و شرق آن دیار، کاوش های باستانی به عمل آمده است. آثار عمده ای که از مراکز یادشده پیدا شده، حکایت از وجود گوه (چوب سنگ) و مته ای از سنگ یشم در شمال یمن، ابزارهای سنگ چخماق (در نجد)، تبردستی از سنگ یشم در بخش شرقی و همچنین آثار دیگری در همان ناحیه قطر و حتا در جزیره بحرین بدست آمده که  نشانگر روابط اجتماعی بین ساکنین آن نواحی و ارتباط با مردم هندوستان در عصر سنگی بوده است. کنده کاری های صخره ای که مربوط به دوران نوسنگی است، در اردن و عمان، از جانورانی مانند گاو، گربه وحشی، مارمولک، شتر، مگس و بیش از همه بزکوهی یافت شده است و حکایت از آن روزگاران دارد. از حدود 3000 سال ق.م. مردمی سامی زبان در سراسر جزیره العرب تا ناحیه اردن زندگی می کرده اند. قابل ذکراست که در هزاره دوم ق.م. تحولات دیگری در آن سامان رخ داده که عمده ترین این دگرگونی ها، اهلی نمودن شتر و پیدایش خط الفبای عربی می باشد که تا به امروزبه صورت های گوناگونی رایج و مورد استفاده قرار گرفته است. به همین جهت رسما شتر به عنوان یک وسیله کندرو جهت حمل بار مورد استفاده قرار گرفته و همچنین درمواقع لازم از گوشت و شیر آن به عنوان غذای اصلی و پشم و پوست آن جهت استفاده به عنوان روانداز، لباس و حتا استخوان شتر به عنوان مکمل زیبا سازی و روکش وسایل تخته ای و ابزار مورد استفاده قرارگرفته است.
       در حدود 600 تا 1300 ق.م. دولت های مختلفی بر آن دیار سلطه داشته که از این میان می توان دولت سبا را نام برد. این دولت نام خود را از لقب یَعرِب ابن قَحطان گرفته که نیای بزرگ شیوخ قبایل جنوبی بوده و شهر سبا و سد مارب را برپا نموده و در قرن دهم ق.م. این دولت با فرمانروائی ملکه سبا اقتدارپیدا می کند. به دلیل وجود قبایل بیابانگرد و مردم شهرنشین، فرق فاحشی در بین این دو قبایل باعث دگرگونی های فکری و فرهنگی شده، که به همین منظور، بومیان چادرنشین عرب قادر به هنرنمائی نبوده و صاحب هنر و فرهنگ قابل ذکری نشده اند. لذا در بعضی از نواحی عربستان طوایفی از اعراب بصورت پراکنده زندگی کرده، که گویا در واحه ها یا کنار چشمه های آب دایمی به زندگی می پرداخته اند و به موقعیت های بهتری از کشاورزی و دامداری و رفاه اجتماعی دست یافته و نیز به زبان عربی تکلم داشته اند. در نهایت مورخان اسلامی به پیروی از علمای انساب عرب، تمامی قبایل عرب را به دو دسته بزرگ یعنی جنوبی یا قبایل قحطان (یمنی) و شمالی یا قبایل عدنان تقسیم کرده اند. با توجه به اینکه به قول بعضی از مورخان در دین اسلام قوم عرب پیرو حضرت ابراهیم خلیل بوده اند. مردمان جزیره العرب به پرستش جن و اجرام آسمانی توجه خاصی داشته که بسیاری از آنان به پرستش سگ، خرس، سوسمار و گاو مبادرت کرده و آنان را به عنوان بت مقدس پرستش کرده و اشکال آنان را از طلا و جواهرات دیگر ساخته و به شرک روی آورده و در مصیبت ها موی سر خود را تراشیده، بدنشان را مجروح می کرده اند.
 به قولی در بعضی از نواحی آن سامان، گروهی درهنر معماری و پیکرتراشی و کارهای نقش برجسته و در مفرقکاری و سفالگری پیشرفت داشته اند که نظیر این گونه آثار هنری از آن دوره در تیما واقع در شمال غربی عربستان که در سده های هفتم و هشتم ق.م. مکشوف شده به دست آمده است. آثاری از مفرغیه های لرستان که متعلق به سده ششم ق.م. می باشد کشف گردیده که گویای روابط تجاری و هنری میان ایران و یکی از بلاد عربستان به نام حضرموت است به دست آمده است. در مرکز تمدنی جنوب غربی عربستان معماری حائز اهمیت بوده و هنر پیکرتراشی نیز رایج گردیده که در جنوب، هنر سفالگری جای خود رابه زرگری و مفرغگری داده و بیشتر به کار جواهرسازی پرداخته اند. یکی دیگر از آثار مثبت در قبایل اعراب جنوبی، ساخت استحکامات، سدسازی و جاده سازی بوده و همچنین کشاورزی را به بهترین صورت ممکن دنبال کرده و در این راستا پیشرفت هایی داشته اند. از آنجا که در ترویج خط و خوشنویسی ممارست شده آثار فراوانی از کتیبه نویسی آن دوران مکشوف گردیده است. درسال 622 میلادی، حضرت محمد (ص) از مکه به مدینه النبی هجرت نمودند. عصر اسلام نیز از تاریخ همین هجرت آغاز می شود. اسلام یا پرستش انحصاری خدای یگانه، طریقی بود که حضرت محمد (ص) به عنوان دینی جدید معرفی نمود. در سده های نخستین شروع تاریخ اسلامی، مرکز سیاسی و فرهنگی دنیای اسلام، هلال خضیب (فلسطین، سوریه، عراق) به یکی از سرچشمه های پیدایش و تکامل هنر اسلامی مبدل گردید. هنر اسلامی، بعد از رحلت پیغمبر اسلام (ص)، در زمان خلفای عرب که اقتدار خود را ناشی از خویشاوندی مستقیم شان با خانواده های پیامبر یا خانواده های نخستین پیروان وی می دانستند، نیز دنبال شد. در دوره خلافت امویان درسوریه (661-749 میلادی) و اسپانیا (756-1031میلادی)، فاطمیان در مصر و تونس (909-1171 میلادی) به نتایجی نسبی رسیدند و با توجه به احکام اکید قرآن مبنی بر خودداری از تجمل پرستی و سوء استفاده از آزادی ها، خلیفه هابه خوش گذرانی و بی بند و باری پرداخته، در مقابل هنرمندان با استعانت ازاعتقاداتشان و رهبری دستورات قرآن، اقدام به ساخت مساجد دیگری مثل مسجد جمعه (آدینه) جهت نمازجماعت هفته ای یکبار پرداخته و محراب را درجهت قبله (خانه خدا در مکه معظمه) بنا نمودند.
 ضمن آنکه در بنای مساجد نفوذ معماری و اثر دست موزائیک کاران بیزانسی آشکارمی شود و در تزیینات مساجد سعی و ممارست به کار گرفته می شود. در برخی از این بناها نقاشی های دیواری میراث های هنر یونانی مابی و ساسانی مابی شکل می گیرد. اما در زمان امویان از آنجا که هنر اسلامی ساختن صورت جانداران را ممنوع می کند، طراحان مسلمان به ایجاد تزئیناتی پرداختند که خطوط هندسی و نقوش انتزاعی در ساخت مساجد رونق یافت. از آن به بعد بود که در هر دیاری سبک معماری و تزئینات مساجد از هنر ایرانیان و شام و حرکت های نقوش بیزانسی در مصر و سوریه به وجود آمد. برای مثال می توان نام چند مسجد را که در قرن اول هجری ساخته شده به نام های مسجد عمرو بن عاص در قاهره، مسجد قیروان در تونس و قبه الصخره در بیت المقدس و ساختمان یکی از بزرگترین مساجد جهان آن روزگار مسجد قرطبه در اسپانیا برشمرد. لذا در قرن دوم هجری به تزئینات داخل و خارج مساجد گوناگون در بلاد، توجه خاص نموده، از کاشی کاری های رنگارنگ و گچبری های ظریف در سراسر عالم اسلامی استفاده گردید.
 در ادامه در عهد خلفای فاطمی هنر معماری در مصر و در قرن پنجم ه.ق. گنبد سازی به شیوه کار هنرمندان ایرانی مرسوم شد. باید به این نکته توجه شود که هنر ایرانیان از ابتدای قرن اول هجری به شیوه و سبک خاصی به جهان اسلام عرضه گردید و از مکاتب هنر ایرانی در بنای مساجد و مدارس علمیه آن دوران وساخت طاق ها و گنبد های ضربی آجری و نیز به کارگیری کاشی های رنگی برای تزئین روکار بناها استفاده گردید. با پیشرفت علم مسجدسازی، ایرانیان توانستند در کشور عزیزمان از قرن نهم ه.ق. شبستان های ساده  را به تالارهای چهارگوش وسیع با گنبدی بزرگ کامل کنند. برای مثال می توان ازمسجد کبود در تبریز(870ه.ق.) و مسجد شاه اصفهان (قرن 12 ه.ق.) که با تزئیناتی نظیر طاق گهواره ای، گنبد، مناره، گلدسته و محراب ساخته شده و نشانگر بلوغ هنری ایرانی آن دوران می باشد نام برد. ایرانیان توانستند با خلاقیت ذاتی خود در هنر هند نیز تاثیرگذار باشند. بنای اسلامی تاج محل در شهر آگره (1010ه.ق.) را که در دنیا منحصربه فرد می باشد، به دست استادانی نظیر استاد عیسی شیرازی به عنوان نمونه بارز هنرایرانی در آن روزگاران ساخته شده است.
بطورکلی می توان هنر معماری اسلامی را جهت ساخت مسجد، محراب، مقبره، مدرسه های علمیه، کاروانسرا، بازارهای سرپوشیده، سقاخانه، گرمابه و همچنین بسیاری از خانه های مسکونی و ساخت رواق های جانبی برای دور بودن از گرمی آفتاب و شبکه های آجری در بین دیوارهای اماکن به جای پنجره های امروزی که با چوب و فلزساخته می شوند و ساخت زیرزمینی یا سرداب، حوضخانه، سقف های صاف، تخت در کلیه شهرها، معابر مسافران و همچنین در روستاها مشاهده نمود. همچنین می توان از هنر بی نظیر سفالگری ایرانیان و رقیب سرسخت آن یعنی چینی ها یاد کرد. هنرمندان ایرانی، در زمینه نساجی ید طولائی داشته و در سامرا، شوش، ری، نیشابور و سمرقند در سده ششم ه.ق.عالی ترین لوازم سفالی و پارچه های زیبا را خلق نموده اند.
در دوره تیموریان یعنی قرن نهم ه.ق. می توان هنرنقاشی ایرانی را شامل مینیاتور، هنرهای تزئینی، طراحی تذهیب قرآن و کتابت خط نسخ، قلمزنی روی فلز، ترصیع، عاج کاری، گچبری، نجاری، منبت کاری مخصوصا جهت شکیل شدن منبر و درب های ورودی مساجد، سلاح سازی، مفرغکاری، شیشه گری، زردوزی، زربفت سازی و همچنین قالیبافی، نقاشی در کتاب های فنی و داستانی آن زمان که چشم جهانیان را به خود خیره می سازد، بیاد آورد. ایرانیان توانستند هنرشان را که در مراکز مهم بغداد انجام می شد به شهرهای مختلف ایران مانند تبریز، اصفهان، شیراز و همچنین هرات آن روزگار منتقل نمایند.
در آن زمان، ازآنجا که ایرانیان نسبت به مسیحیان صمیمیتی خاص برقرار نموده بودند، به آنها اجازه می دادند تا با در نظر گرفتن شرائطی خاص، برای اجرای مراسم دینی خود پرستشگاه های مسیحی بسازند. به همین ترتیب معماری دورگه ای ساخته شد که نقش اسلامی در آن بناها متجلی بود. گروهی ازهنرمندان که درشمال اسپانیا زندگی می کردند (مستعربون)، درساخت بناهای مسیحی به شیوه هنر اسلامی فعالیت داشته که به رسم مستعربی موسوم شده و برای خود موقعیت خاصی پیدا نمودند. آن ها توانستند در نقاشی به سبک مینیاتور، تذهیب و خطوط نسخ به کمال رسیده، تلفیقی از ویژگی های شمایل سازی و طراحی اسلامی به شیوه مسیحیان در کارشان مشاهده شود.
      تذهیب کاری در بین هنرمندان انگشت شمار عرب، نقش زیادی ایفا نمی کرد. چنین به نظر می رسد که تهیه کتاب های مذهبی آنان را کاتبان ایرانی به رشته تحریر درآورده و نقاشان و نگارگران ایرانی آن روزگار نیز کشیده باشند، زیرا آنان از متون کتاب ها نسخه برداری می کرده اند. هنر تذهیب در ایرانِ آن زمان رو به ترقی و تکامل می گذارد. بطوریکه در دوره های مختلف، هنرهای اسلامی نظیر نقاشی دیواری، گچ بری، کاشی کاری، خوشنویسی، آجرتراشی روکار بناهای تاریخی و مساجد در سراسر شهرهای ایران، با طراحی های موزون گسترش می یابد و بناهای زیبائی در مساجد و حسینیه ها ساخته می شود. برای مثال می توان از بنای سلطانیه زنجان به عنوان زیباترین هنر معماری و در شهر جنت تراز شیراز، مسجد نو (بنائی از دوره دیلمیان)، مسجد اتابکی در زمان حکمرانی اتابکان درشیراز (615هجری)، مسجد جامع عتیق در زمان عمرولیث صفاری (281 هجری)، مسجد وکیل، حمام وکیل، بازار وکیل، ارگ کریمخان، موزه پارس و بازارهای مستحکم و بناهای اسلامی و زیبایی از دوره زندیه را نام برد که به دستورخیرین مسلمان و به دست هنرمندان اعصار مختلف بنا گردیده است. در شهرهای دیگر ایران نیز در دوره های مختلف حکومتی، مانند اصفهان، شاهد هنرنمائی و ترویج مکان های مخصوص نمازگزاران می باشیم. در عصرحکومت صفویان نیز کتاب های بسیار زیبا به دست هنرمندان ایرانی نگاشته شدند که از نامدارترین هنرمندان آن روزگاران، استاد کمال الدین بهزاد، آقا میرک اصفهانی و سلطان محمد که از نقاشان دربار شاه طهماسب بوده اند را می توان نام برد.
جای آن دارد که از هنرمندانی انگشت شمار زمان های نه چندان دور یاد کنم و به آثار استادان بزرگ شیرازی چون میرزا آقا که هم زمان با فرصت شیرازی بوده است و مدتی در اروپا به فراگیری چهره سازی مشغول بوده و استاد آقا محمد حسین آغولی که بیشترعمرهنری خودش را در هندوستان گذرانیده و استاد آقا کوچک ومیرزا باقر که در نقاشی و مجسمه سازی مهارت داشته و میرزا مصطفی، میرزا لطف اله مستوفی و همچنین مرحوم لطفعلی خان که صورتگری چیره دست بوده و میرزا علی نقی خوشنویس که دستی قوی در تذهیب و گلسازی  داشته و همچنین مرحوم آقا محمد علی فرزند آقا محمد حسین، میرزا محمود مذهب باشی و برادرانش میرزا علی نقی، میرزا اسداله و میرزا محمد تقی مذهب باشی که هر کدام در علم هندسه مهارت خاصی داشته اند و یک دوره از هنر نقاشی شیراز را به نحو شایسته به دیگر شاگردان خلفشان آموزش داده و آثار زیبائی را در گوشه و کنار موزه های خارج و داخل ایران به جای گذارده اند، آشنا شویم. همچنین ازهنرمندان دیگری که کارهای تذهیب و گلسازی و نقش های ختائی و خوشنویسی را در بقاع متبرکه آن زمان به یادگار گذاشته اند و در ادامه از شاگردان تراز اول استاد کمال الملک، یعنی، استاد سید صدرالدین شیرازی، لطفعلی صورتگر و... همچنین شاگردان آنان نظیر، استاد ناصر نمازی ، کاظم اردوبادی، نگارگر، کاظم اژدری و سید نورالدین (ره) به نیکی یاد کرده، بی شک هستند کسانی که هنر ایشان را دنبال نموده و آثار بدیعی را برای نسل آینده به یادگار گذارده و هنوز نیز این روند جاودانه ادامه خواهد داشت و نام شهرمان شیراز و برچسب پایتخت هنری را برای شیراز جنت تراز حفظ خواهند نمود. انشاا...
 محمدعلی پرواز- نقاش پرتره های پیشکسوتان و چهره های ماندگار شیراز
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

نظرات بازدیدکنندگان:

(*) :موارد الزامی

اين وب گاه در ستاد ساماندهی پایگاه های اينترنتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.

صفحه اصلی   |   زندگینامه هنری   |   پرتره های چهره های ماندگار   |   گالری نقاشی   |   گالری خوش نویسی   |   مقالات    |    یادداشت ها   |   تماس با ما

| All Rights Reserved. All contents available on this website are copyrighted by ONLINE PARVAZ ART GALLERY© 2006-2017 |

كليه حقوق مادی و معنوی اين وب گاه محفوظ و هرگونه انتشار يا استفاده از تصاویر و مطالب آن، تنها با ذکر منبع، آزاد است. © 1396-1385

| براي استفاده هرچه بهتر از سايت، پيشنهاد ما به شما، استفاده از مرورگرهای Google Chrome و firefoxMozilla Firefox  است. |