مقالات هنری:

دهه ی 20 و 30، موقعیت شیراز، شهری که در آن به دنیا آمدم

روزنامه خبر جنوب - یازدهم اسفند ماه 1392

 


شیراز یکی از جمله شهرهای مهم در تاریخ اسلام است و می دانیم قدمت چند هزار ساله تاریخ باستانی این شهر از دوره مادها به بعد بخاطر حضور علما و دانشمندان بومی و غیر بومی در اعصار مختلف زبانزد بوده و عناوین شاخص علمی و فرهنگی فراوان داشته  و به دارالعلم و شهر گل و بلبل و به تعبیری دیرین پایتخت فرهنگی ایران است و به  شهر شعرا و عرفا و شهر سعدی و حافظ مشهور جهانیان می باشد به همین دلیل مهمترین اصل در زندگی مردمان این دیار اعتقاد به مکتب اسلام و ترویج علم و هنر درشیراز و در دیگرجوامع بوده و کارهای بس با ارزشی از این خطه به انجام رسیده است.

خارج از بحث موقعیت فرهنگی و هنری و شهرت جهانی، در بدو حیاط هم سن و سالانم وضع معیشت و بهداشت آن طور که باید پیشرفت قابل توجهی نداشت؛ آسایش شهرنشینی در اختیار گروهی خاص بود، لذا شیراز را آن طور که می دیدم و در ذهنم مانده یاد آور می شوم. بافت شهر در یک چهار دیواری محدود، بنا شده بود و مردم در قشرهای مختلف طبقاتی بصورت مصرف کننده زندگی می کردند .

 

محدوده شیراز

محدوده اصلی شهر شیراز از شمال به دروازه اصفهان یا جنوب رودخانه خشک تا حوض فلکه یا به اسمی دیگر فلکه ستاد یا میدان امام حسین فعلی منتهی می شد و در قسمت غرب از فلکه ستاد تا فلکه فرودگاه سابق و جنوب آن از چهارراه اصلاح نژاد تا شمال فلکه خاتون و همین گونه از فلکه خاتون تا جنوب رودخانه خشک محدود می شد. شیرازی های قدیم کسانی بودند که در این چهار دیواری زندگی می کردند. دور این حصار یا باغستان بود و یا زمین زراعتی و نقطه ای مانند جنوب شیراز پر از کوره پز خانه مختلف آجر پزی و گچ و آهک و ساخت خشت های قطور جهت فرش محوطه و حیاط و امثال آنها بود. در کنار این کوره ها صحرا و قبرستان دارالسلام وجود داشت که اموات را از هر نقطه شهر برروی دست به قبرستان یادشده آورده به خاک می سپردند.

پیش از غروب آفتاب دیگر هیچ کس از این چهار دیواری خارج نمی شد. اگر ساخت و ساز یا تعمیری در کوچه ها انجام می گرفت افرادی با چند الاق مصالح ساختمانی را به هر نقطه از شهرحمل می کردند. کوچه ها قلوه کاری بود. تمام فاضلاب خانه های مردم در وسط کوچه ساخته می شدو کافی بود آب باعث ریزش چاه های فاضلاب شود یا کوچه بسته می شد، یا دیوار مجاور آن فرو می ریخت و یا ازدهام پشه و بوی تعفن محیط را آلوده می کرد. هیچ ترتیبی در خرید نان حاکم نبود و به همین علت نانوایی ها همیشه شلوغ و در هم و برهم بود. بیشتر افرادِ بیکار یا باز نشسته  در محوطه مسجد نو در سایه درختهای چنارکه به نام درخت چِه کُنُم معروف بود، دور هم جمع می شدند و در بعضی موارد گره گشای گرفتاری های روزمره یکدیگر می شدند.

هر محله دارای یک نفر به عنوان بزرگتر یا معتمد محل بود که در رتق و فتق و گرفتاری مردم آن محله شرکت می جست و همه اهل محل به حرفهای او احترام می گذاشتند و در صورتی فردی مشکلی داشت، بوسیله ریش سفیدی او، گره از کارش باز می شد. بزرگتر محل ما در آن زمان فردی به نام مرحوم حاج ابراهیم انصاری سر دزدکی، ایام ماه محرم و صفردر دسته جات سینه زنی حضور داشت و سفره، نذری و ولیمه خانه های محل را بین فقرا تقسیم می کرد و در همه امور مردمی، جوانان و ازدواج دختران و پسران شرکت داشت.

 

دروازه های خروجی شهر

محله دروازه اصفهان (خیابان بن بست به طرف بازارنو) محل ورود و خروج مسافران شهرهای آباده، اصفهان و تهران و.. بود.

 

دروازه قرآن، دروازه ای متبرک و معروف در جهان

 

محله درشکه خانه که امروز به فلکه ولی عصر مشهور است، درکنار خندقی قرار گرفته، و همیشه آب در آن بصورت متروکه و باطلاقی وجود داشت و به دریا قلی معروف بود، مسافران به طرف شهرستان های فسا، داراب، لار، جهرم، فیروزآباد، لامرد و حتی استان های جنوبی با فلاکت و سختی فراوان در رفت و آمد بودند.

دروازه خروجی دیگر شیراز تقریبا چهارراه مشیر فعلی به طرف قصردشت فعلی بود که به طرف اردکان (سپیدان کنونی) و یاسوج مسافران در تردد بودند. ناگفته نماند اصلا خیابانی به صورت امروزی و به نام قصردشت وجود نداشت. جاده خاکی باریکی بود که در راستای باغ های مسیرش تا محل قصردشت فعلی ادامه داشت. از آنجا مجددا راه شوسه ناهموار و پیچ در پیچی بود که به طرف اردکان فارس ادامه پیدا می کرد.

یکی دیگر از دروازه ها، فلکه فرودگاه قدیم یعنی انتهای خیابان نادر محل ورود و خروج مسافران خوزستانی و بوشهری بود. سوخت مورد نیاز شیراز از مناطق مختلف خوزستان و پالایشگاه آبادان بوسیله حمل با تانکرهای اینترنشنال یا به قولی انترناش و ماک و لیلاند تهیه می شد. در آن سال ها جاده های خروجی شهر به طرف شهرها کلاً خاکی بود .

فرودگاه قدیم شیراز در پادگان فعلی ارتش سوم بنا شده بود و روزانه هواپیما های ملخ دار و ارتشی مسافران را از شیراز به نقاط دیگر جابجا می کردند. بهترین خیابان آسفالت شده شیراز خیابان نادر جهت مسافرانی بود که با هواپیما از خارج به شیراز می آمدند.

 

بقاع متبرکه و آرامگاه های معروف شیراز

بقعه مطهر حضرت شاه چراغ یا حضرت سید میر احمد (ع) و بقعه مطهر  سید میر محمد (ع) در فاصله نه چندان زیادی به نام بازار بین الحرمین قرار داشتند. در این فاصله کوتاه بین دو حرم مغازه ها، اشیاء لوکس و سوقاتی های شیراز را جهت زائران بفروش می رساندند.

اطراف محوطه صحن شاه چراغ، حجره هایی وجود داشت،که قبلا مربوط به کلاس درس طلاب بوده ولی در زمان کودکی من بصورت مغازه بزازی، ساعت سازی و ننی سازی وبقالی و نهایتا بصورت آرامگاه اختصاصی علمای برجسته و اشخاص سرشناس درآمده و یکی دو هجره آن را نیز جهت موتورخانه برق که مخصوص روشنائی شاه چراغ بود، اختصاص داده بودند. این موتور خانه قسمتی از برق روشنائی اطراف مسجد جمعه و سر دزدک را تامین می نمود. در وسط صحن شیر سنگی بزرگی وجود داشت که مربوط به قبر "داش آکل" پهلوان نامی شیرازی بود. روبروی بقعه یعنی ضلع شرقی صحن، ساعت بزرگی نصب شده، که هر ربع ساعت زنگ می خورد و مردم از راه دور و نزدیک صدای زنگ ساعت شاه چراغ را می شنیدند (این ساعت در موزه حضرتی نگهداری می شود).

صحن بقعه حضرت سید میر محمد (ع) به صورتی بود که روبروی حرم، یعنی  قسمت جنوبی صحن، مدرسه علمیه قرار داشت و جنب آن غسالخانه متروکی بود که به ندرت  مورد استفاده قرار می گرفت. راه خروجی این صحن به بازار حاجی وصل می شد. این دوصحن امروز با فضا سازی چهره دیگری پیدا کرده و هردو حرم در یک صحن قرار دارند. در آن زمان در ضلع جنوبی صحن شاه چراغ محوطه وسیعی بود که گردا گرد آن، مغازه های تعمیر کفش، قهوه خانه، نانوایی، کارگاه سفالگری بوریا و حصیربافی،کارگاههای مربوط به ساخت دم پایی، دلو سازی، بزازی، ننی سازی وجود داشت و این محدوده به وسیله طاقی از طرف شمال این بنای وسیع به محوطه صحن شاه چراغ وصل می شد و با سه راه خروجی، یکی به طرف نقاره خانه شاه چراغ، دیگری به طرف سر دزدک و کوچه دیگر به طرف مسجد جمعه منتهی می شدند. این محوطه به نام میدان شاه چراغ معروف بود.

 

حرم مطهر احمد بن موسی، شاه چراغ (ع) - این عکی از بالای گنبد بقعه ی حضرت سیدمیرمحمد (ع) گرفته شده است - سال 1332

 

کسانی که به یاد می آورند، می دانند بین محوطه شاه چراغ و روبروی مسجد نو فلکه بزرگی بود که در وسط آن حوض دو طبقه و چند پهلویی وجود داشت که از ارتفاع بالا مانند گلی شکفته به زیبائی میدان اضافه می نمود. مسافرانی که به زیارت شاه چراغ می آمدند از فضای تفریحی این میدان نیز استفاده می کردند. ازگذشتگان حکایت شده، که در زیر این حوض حمامی زنانه وجود داشته که در اثر زلزله مهیبی، گنبد بر روی حمام خراب می گردد، که به فتوای علمای وقت به صورت دست نخورده بر روی آن میدان ساخته شده بود.

بقعه مطهر حضرت سید علا الدین حسین (ع) نیز در فاصله نه چندان دوری از این دو امامزاده و در بین کوچه های محله آستانه قرار داشت. تنها امامزاده ای که در آن زمان تقریبا بیرون از 4 دیواری شیراز بود، بقعه مطهر علی ابن حمزه (ع) است که کنار دیوار شمالی رودخانه خشک در مسیر دروازه قرآن می باشد.

همه می دانیم که شیراز را خاک اولیا و انبیا می نامند و  به استناد کتاب هزار مزار نوشته "عیسی بن جنیدشیرازی" بیشتر امامزاده های موجود در ایران، در شیراز مدفونند.

این امامزادگان همیشه باعث برکت و مباهات شیرازی ها بوده اند بطوریکه مرحوم "فرصت شیرازی" می فرماید بقاع متبرکه، مستندات عینی اولیاء و حکما و شعرایی که در شیراز مدفونند و یا از آن خاک برخاسته اند می باشند.

"آرامگاه سعدی" در قریه سعدیه یا بَرِآفتاب قرار داشت. در کنار این آرامگاه جوی آبی در جریان بود کهآب مورد نیاز روستا وهمچنین  صحراهای مجاور به آرامگاه را مشروب می کرد و مردم شیراز از راه های دور و نزدیک بواسطه آب تمیز و زلال این جوی جهت شستشوی البسه و استحمام و تفریح وحتی بردن آب برای شرب به خانه هایشان استفاده می کردند.

"آرامگاه حافظ" نیز در محوطه قبرستان قدیمی مصلی از دور نمایان بود و روبروی آن استادیوم ورزشی حافظیه و باغ ملی کنونی که به نام "جوان آباد" معروف بود و ادامه قبرستانی است که آرامگاه حافظ نیز در آن قرار دارد، مردم جهت تفریح و زیارت اهل قبور به باغ ملی میرفتند.

چند کارخانه نیز در بیرون شهر وجود داشت که اگر کسی از وسط شهر بر پشت بام به دور نگاه می کرد، این کارخانجات را می دید. (کارخانه بافندگی نساجی و سیلو) که درچند صد متری کنار آرامگاه حافظ ساخته شده بودند.

شهر جنب و جوش امروز را نداشت، برای مثال از چهار راه زند چند دقیقه یک بار ماشینی عبور می کرد، برعکس امروز که شاهد وضع ترافیک در همان نقطه می باشیم.

مساجد در قلب شهرقرار گرفته بودند. "مسجد نو" از جمله مساجد معروف شیراز مربوط به (دوره اتابکان) که در غرب حرم مطهر شاه چراغ (ع) قرار دارد. ایام ماه های محرم و صفر، مخصوصا تاسوعا و عاشورا، کلیه تکیه های عزاداری در این محل جمع شده و عزاداری می کردند. مهمترین این دسته جات عزاداری هیئت برادران یا هیئت اباالفضل بود که زیر نظر مرحوم آیت اله حاج سید نورالدین حسینی الهاشمی و سرپرستی مرحوم رضازاده اداره می شد.

 

مسجد نو (شهدا)

 

"مسجد وکیل" مربوط به دوره زندیه،که به دستور آیت اله حاج سید نورالدین، 4 بلندگو بر مناره های آن نصب شده بود و اطلاعیه ها و اذان صبح و ظهر و مغرب و عشا به وسیله حاجی باقر قناد قرائت می شد و در ایام خاص محل تجمع و سخنرانی های بزرگ روز بود.

"مسجد جامع عتیق" مربوط به دوره صفاریان، مسجدی است که نماز جمعه و شرعیات ادای حج در آن توسط شهید راه محراب آیت اله حاج سید عبدالحسین دستغیب برگزار و دعای کمیل و ندبه در آن زبانزد و مشهور عام و خاص بود.

"مسجد بغدادی"، به امامت مرحوم حاج شیخ محمد نبی امامی، نماز یومیه اقامه و شرعیات لازم آموزش داده و برگزار می شد).

"مسجد آقابابا خان" به امامت مرحوم آیت اله حاج شیخ بهاء الدین محلاتی صفای معنوی خاصی به آن محله بخشیده بود.

مساجد دیگری مانند "مسجد نصیر الملک" و "مسجد قوام"، همگی مربوط به دوره زندیه و قاجار بودند. "مسجد مشیر" که نزدیک دربند مشیر و باغ ایلخانی قرار گرفته، هرسال محل اطعام و نذری دادن توسط خَیِرین در ماه های مختلف سال، بخصوص محرم و صفر و مراسم روضه خوانی، بود. البته مساجد محلی فراوانی بودند که به ذکرنام معروفترین آنها پرداخته شد.

محل تولد و زندگیم، سردزدک در فاصله حدود 150 متری حرم شاه چراغ، اول کوچه سرباغ یا کوچه خانقاه احمدی یا کوچه شاه منظر و در فاصله ای کمتر از 50 متری نزدیک به خیابان سر دزدک بود. در اطراف منزل ما مساجد و مدرسه های علمی متعددی وجود داشت که در پیچ و خم کوچه ها قرار گرفته بودند. امروز دیگر اثری از آن کوچه، محله و  مدرسه ها نیست. همچنین آرامگاه بی بی خاتون یا بی بی دختران (ع) نیز در محله میدان شاه قرار داشت که امروز کمتر نشانی از آن کوچه محله ها  به چشم می خورد و دسته جات سینه زنی این محله نیز از اعتبار خاصی برخوردار بودند و شخصی به نام مرحوم حاج علی محمد درودچی به عنوان بزرگتر محل، آن هیئت را سرپرستی می کرد. سرگرمی بچه ها به غیر از افرادی که به ورزش علاقمند بودند بقیه به هنر های دستی علاقه نشان می دادند.

تابستان ها دانش آموزان باید در جائی مشغول به کار می شدند تا بتوانند هم کاری بیاموزند و هم اینکه کمک خرجی برای تحصیل در سال های بعد باشد.

جالب اینجاست که در فاصله زیادی، دور از شهر چند پادگان نظامی وجود داشت که امروزه در قلب شهر قرار دارند. هوا برد و پادگان زرهی در خیابان هوابرد و زرهی و مرکز پیاده که در منطقه باغ تخت آن زمان وجود داشت که هنوز نیز مرکز فعالیت های ارتشی و نظامی و ارتش سوم که در جنوبی ترین نقطه شیراز و در کنار فرودگاه قدیم شیراز قرار داشت که امروز در وسط شهرمی باشد.

استان فارس با مرکزیت شیراز، مدیریت تمام منطقه جنوب ایران را به عهده داشت و به استان هفتم در نقشه جغرافیائی معروف بود که حتی بندر بوشهر، بندرعباس و قسمتی از کرمان و یزد را زیر پوشش خود داشت. از جمله مراکز اداری که نامش تغییر یافت اداره کل فرهنگ بود که در آن زمان بجای اداره کل آموزش و پرورش انجام وظیفه می نمود. در شیراز دو بانک معتبر (ملی و سپه) وجود داشت. که به مرور به تعداد اسامی آنها در سال های بعد اضافه گردید، دبستان های محلی دولتی در کوچه پس کوچه ها با امکانات بسیار کم و در خانه های اجاره ای، بدون در نظر گرفتن امکانات ایمنی فراوان دیده می شد. چند دبیرستان دخترانه و پسرانه و دو هنرستان که تعدادشان از انگشتان دست کمتر بود، بارتحصیلی دانش آموزان دبیرستانی را بدوش می کشیدند. در شیراز فقط یکی دو دانشکده (الهیات و پزشکی) و دانشسرای کشاورزی وجود داشت. دانشکده پزشکی در زمان صدارت مرحوم علی اصغر خان حکمت و به همت مرحوم دکتر ذبیح اله قربان، در سال 1328 ساخته شده بود. دانشکده الهیات درسال 1332 تاسیس و مورد استفاده دانشجویان قرارگرفت.

پرتره مرحوم محمد نمازی بنیان گذار موقوفه نمازی - نقاشی اثر محمدعلی پرواز

 

همچنین وجود چند بیمارستان منحصر به فرد در ایران (بیمارستان پانصد تختخوابی نمازی و صد تخت خوابی سعدی و بیمارستان مسلولین یا چمران فعلی، بیمارستان خلیلی، بیمارستان مرسلین یا مسلمین فعلی) جوابگوی بیماران آن روزگار بودند. زیرا این بیمارستان ها از تیم پزشکی انگلیسی برخوردار بودند و در آن زمان بیماران صعب العلاج کشورهای هم جوار خلیج فارس را نیز معالجه و باعث جذب توریست از کشورهای اطراف می شدند.

وضع حمل و نقل برون شهری و وضعیت معاش مردم

مسافرت از شیراز به شهرهای اطراف با اتوبوس هایی که سوخت بنزینی داشته و موتور آن ها در جلو اتوبوس ها قرار داشت و به کندی حرکت می کردند و صندلی های تخته ای داشتند، انجام می شد. زیرا هم راه ها ناهموار بود و هم اینکه مسافت بین شهر ها طولانی به نظر می رسید. ولی جاده ها تا آنجا که بیاد دارم به خاطر پاسگاه های ژاندارمری مستقردر بین راه ها دارای امنیت بودند. نزدیک ترین پاسگاه آن زمان، پست 103 عوارضی فلکه دروازه سعدی بود. همه شیرازی های قدیم دروازه سعدی را به اسم پست 103 می شناسند.

وضع صنعت و کار تولیدی درشیراز محدود بود و اگر از چند کارخانه پتروشیمی و کارخانه قند مرودشت و سیمان فارس و یکی دو کارخانه پارچه بافی که در بیرون از شهر فعالیت داشتند. بگذریم، در واقع شیراز شهری مصرفی به حساب می آمد.

اکثر کارگران از حقوق قانون کار بی بهره بوده و بیمه را نمی شناختند. ساعت کاری وجود نداشت. آنها از ساعت 6 یا 7 صبح تا 8 یا 9 شب کارمی کردند. معمولا پدر یا مادری که بیرون از خانه کار می کرد بیشتر اوقات فرزندان خود را در هنگام شب در جمع خانواده بیدار نمی دید. مغازه های ارزاق عمومی نیز از این وضعیت مستثنا نبودند.

از قدیم برای رونق بخشیدن به شهر، بازارها را در نزدیکی مساجد می ساختند و می بینیم  جهت رفت و آمد مردمان دیگر شهر های ایران در ساخت بازارها تا آنجا که مقدور بوده امکانات رفاهی مسافران نیز مد نظر قرار گرفته شده است.

برای مشخص بودن هر پیشه یا شغل در شیراز بازار خاصی بنا شده که مربوط به گذشتگان می باشد. در هر بازار تعداد زیادی دهانه مغازه وجود دارد. امروز از بازار مسگرها فقط نامی باقی مانده است. ما را به یاد مسگرهای آن روزگار می اندازد. الحق پر جنب و جوش ترین و پرسرو صدا ترین بازار شیراز محسوب می شد. بازار پارچه فروش ها که امروز بیشتر آنها دست فروشانی هستند که در پشت مغازه های تجار، پارچه فروش سابق اجناس خود را حراج می کنند. هنوز شاهد ساختمان های قدیم انبار ها و کاروانسرا ها و  تیمچه های نگهداری کالا و داد و ستد بازرگانان آن زمان در اطراف بازارها هستیم که یا به عنوان محل های گردشگری و یا بصورت انباری مورد استفاده قرار گرفته اند.

در آن زمان داخل محوطه های زیر زمینی آن اماکن، محل مناسبی  برای نگهداری برف، جهت استفاده مردم در تابستان بود.

بهداشت شیراز بوسیله اصل چهار که یک موسسه انگلیسی بود در محله دروازه کازرون (بهداشت فعلی) و سه راه مدبر اداره می شد. در آن زمان بیماری های سخت ناشی از مالاریا، کچلی، سل، تراخم، خوره و جزام رایج بود. در هرخانواده بودند کسانی که دچار این گونه بیماری ها باشند (مثل مرض لب شکری). مرگ و میر زیاد بود، وجود  شپش در زندگی تمام مردم رخنه کرده، سرگرمی خانواده ها در ساعات بیکاری جستن شپش از بین لباس ها و سر کودکانشان بود. شستن لباس توسط گیاهی به اسم کنگرزرد یا صابونهای ساخته شده از پی و چربی صورت می گرفت، لذا  مشکل بیماری برای عموم یکسان احساس می شد. نا گفته نماند که در دهه 30 چند بار سیل ملخ به این شهر هجوم آورد، بطوریکه چند روز آسمان  به خوبی دیده نمی شد وخسارت های جبران ناپذیری به کشاورزی وارد آورد. اما در این بین خانواده های بی بضاعتی بودند که از خوردن ملخ بهره مند شدند.

در اوائل سالهای 40 به بعد پودر فاب در کیسه های پلاستیکی به بازار آمد و شستشوی وسایل آشپزخانه و لباس با پودر مذکور برای اولین بار در شیراز باعث کم شدن بیماری گردید. ناگفته نماند، حمام از ضروریات نظافت در گوشه و کنار شیراز به صورت عمومی اداره می شد و ترکیب ظاهری ساختمان  همه حمام های عمومی  از یک مدل ساخت برخوردار بودند و الگوگیری از حمام های قدیمی شیراز داشتند و در دو نوبت معین صبح جهت زنان و مردان مورد استفاده قرار می گرفت.

بینه حمام حکیم سنگ سیاه نزدیک امامزاده بی بی نقره پوش

 

کیسه کش ها یا دلاکان حمام بی پروا با لنگ و قدیفه از حمام خارج می شدند و درکوچه و بازار پرسه می زدند. گوشه به گوشه کوچه ها محل جمع آوری آشغال در (صندوق بلدیه) و توالت سیارمغازه دارها و افرادی که در بین راه احتیاج به ادرار کردن داشتن در انظار عمومی منظره زننده ای به وجود می آورد. عدم رعایت بهداشت همه جا حاکم بود. کوچه و بازار و حتی پشت بام خانه ها پر از سگ های ولگرد بود و سرگرمی جوانان بی کار، اذیت و آزار سگ ها بود. درحمام ها از صابون مخصوصی به نام صابون سَر، که به صورت مخروطی شکل ساخته می شد استفاده می گردید.

چند سالی گذشت صابون عطری برای شستن دست و صورت و نوعی برای شستن البسه جایگزین این صابون گردید که شکل صابون های امروزی بود، به بازار آمد. البته صابون های خارجی وجود داشت اما همه کس توان خرید آنرا نداشتند. حمام ها کم کم تمیز تر شد و نظافت بدن بهتر انجام گردید. خوشبختانه با تحولی که در سال هایدهه40 به بعد در جامعه اتفاق افتاد، خانه سازی به شکل امروز باعث تحول چشمگیری گردید. حمام در خانه ساخته شد. هنوز آثار حمام قدیمی بصورت پراکنده و متروکه در گوشه و کنار شهر دیده می شود و شاید دو یا سه حمام هنوز مشغول کار می باشند.  یا بصورت موزه و آثار تاریخی نگهداری می شوند(حمام وکیل و حمام ارگ کریمخانی) و یا اینکه بصورت انبار مغازه دارهای بازاری مورد بی توجهی قرار گرفته اند (حمام آقاباباخان- این حمام در سال 1350 کلا تعمیر و کارهای نقاشی و هنری بوسیله استاد عباس نقاش در آن انجام گردید). هرحمام دارای یک بینه، یک گرمخانه، رختکن، خزینه آب گرم و سرد و گاهی نیز دارای محوطه ای بود که دمای متوسطی داشت. در آن زمان به علت نداشتن آب سالم و تمیز وجود هر گونه بیماری در جامعه مشاهده می شد.

حمام های شیراز معمولا از یک محل آتشدان که به تون معروف بود توسط سرگین گاو یا زوائد چوب یا خاک اره، بته خار و در دراز مدت از روغن سوخته، مازوت و نفت سیاه روشن می شد. آب بیشتر این حمام ها از چاه های محلی تامین و بوسیله دلو و چرخ چاه و قاطر از چاه، درون منبع ذخیره جمع آوری می شد و به خزینه جهت آب گرم و سرد می ریخت. وجود آب لوله کشی و تمیز باعث شد دیگر از آب چاه استفاده نکنند. جالب توجه اینکه راه های ارتباطی آب ورودی به قسمت های مختلف حمام بصورت حفره ای ساخته شده بود و کمتر از لوله استفاده می کردند.

سرویس بهداشتی فاقد امکانات بهداشت امروز بود و تخلیه چاه فاضلاب در وضعی بسیار غیر بهداشتی انجام می شد و محل رشد انواع پشه های خطرناک و یکی از مشکلات اساسی خانواده ها به حساب می آمد. البته بودند خانه هائی که حمام داشتند، ولی اکثر مردم به حمام های عمومی می رفتند و معمولا آرایش سر و صورت مردان در حمام انجام می شد. کارگر اصلاحی شخص را در گرمابه روی زمین می خوابانید و صورت او را با تیغ گرزن اصلاح می کرد و با همین تیغ اکثر کسانی که احتیاج به نظافت سر و صورت و دیگر نقاط بدن داشتند اصلاح می شدند.  این خود مشکلی بود برای سلامتی پوست و زخم های ناشی از بریده شدن با تیغ صورت تراش در حمام.

برق رسانی در شهر

همه محله های شیراز از نعمت برق برخوردار نبودند. حتی آنهائی که از برق استفاده می کردند در چند ساعت از شب می توانستند برق داشته باشند. لذا عامه مردم حتی کسانی که برق داشتند از چراغ های نفتی جهت روشنائی و آشپزی استفاده میکردند. نوع چراغ روشنائی در خانه های طبقه ثروتمند معمولا از چراغ هازاک روسی که دارای طوری  و زنبوری بود و نور بیشتری داشت استفاده می شد. بقیه از چراغهای گرد سوز یا چراغ دریائی که دارای شیشه محافظ بود بهره می بردند.

در بیشتر خانه ها اجاق خوراک پزی وجود نداشت و معمولا از منقل های سیار یا منقل زمینی استفاده می شد. بعد از مدتی طولانی چراغ های خوراک پزی فتیله دارچند شعله به بازار آمد و با نفت روشن می شد اما ایمنی نداشت زیرا کوچکترین بی احتیاطی در تنظیم و بالا و پائین بردن فتیله باعث دود زدن و ایجاد خفگی در ساکنین اطاق می گردید. معمولا یا آشپز خانه ای وجود نداشت و همه کارهای پخت و پز در اطاق نشیمن انجام می گرفت و یا اینکه آشپزخانه در طرف دیگر ساختمان در (باریک سازی) حیاط و دور از اطاق نشیمن بود که این وضعیت در زمان بارندگی مشکلاتی را برای خانم خانه به وجود می آورد تا نتواند به آشپزی مطمئن ادامه دهد. اما همیشه به این صورت باقی نماند و چراغ های دوکاره که هم خوراک پز بود و هم کاربخاری را انجام می داد به نام علاالدین و والور به بازار آمد.

مشکل دانش آموزان در آن روزگار نبودن نور کافی برای مطالعه بود، زیرا مجبور بودند در هر شرائطی در بیرون از منزل و در زیر چراغ های روشنائی خیابان ها درس بخوانند. هر خانه تعداد محدودی چراغ نفتی جهت روشنائی در اختیار داشت و کمتر پیش می آمد که چراغی مختص درس خواندن در اختیار بچه ها قرار گیرد و کافی بود شیشه چراغ بشکند. وای از آن شبی که مهمان عزیزی وارد می شد و کلیه چراغ ها صرف روشنائی کافی یک اطاق، یا درمسیر پذیرائی میهمان قرار می گرفت.

زمانی رادیو به شیراز آمد، اما در هرخانه رادیو وجود نداشت، بطوری که بیشتر خبرها در قهوه خانه های معروف شیراز (قهوه خانه رضائی اواسط خیابان داریوش) به وسیله رادیو آندریا در ساعات مخصوصی پخش می شد. زیرا فقط یک ایستگاه در تهران برای پخش برنامه رادیوئی وجود داشت کم کم رادیو های باطری دار به بازار آمد بطوری که باطری،  بزرگتر ازخود رادیو بود، از این جهت کمتر قابل نقل و انتقال بود و همه نمی توانستند از صدای صاف رادیو استفاده کنند.

کسی که درسال 1305 به کمک سلامت مردم شیراز برخواسته و خدمت بزرگی را به مردم شیراز ارزانی داشت، مرحوم حاج اعتماد التجار حسین ایگار بود که در دوران زندگیش چند کار عام المنفعه و ماندگار برجای گذاشت. از جمله این آثار ماندگار برقرسانی شیراز می باشدکه برای اولین بار دو دستگاه مولد 87 کیلوواتی را با همکاری مرحوم عبدالحسین دهقان در خیابان سعدی که در آن زمان ها به خیابان چراغ برق معروف شده بود نصب گردید.

آن زمان مولد های برق توانستند قسمت کمی از خیابان های مجاور را از جمله چهار راه مشیر و 4 راه زند و شهرداری و محل سکونت تعدادی از اعیان و مسئولین برجسته شیراز را از حیث روشنائی تامین نمایند. آن هم در ساعات معینی از شب و به خاطر عدم استفاده از ترانسفورماتور های افزاینده، در محل هایی که از مولد برق فاصله داشتند. برق فقط جهت روشنائی با ولتاژ کم و با کیفیت نا مناسب امکان پذیر شد که به تدریج به تهیه مولد های دیگر ی اقدام و از دستگاه های300 کیلوواتی بنز آلمانی و 330 کیلو واتی مرلیس و540 کیلوواتی آن و متعاقب آنها دستگاه140 کیلوواتی سوئدی و 400 کیلوواتی اینترپرایز آمریکائی استفاده گردیده  و قسمت های بیشتری از روشنائی شیراز تامین شده، سالها بعد این مجموعه از مولد ها، به تدریج به وسیله شهرداری اداره شده، که به برق شهردارمعروف گردید. در همین ایام ساختمان نیروگاه بزرگی (توربین برق شیراز) در بلوار مدرس کنونی که در آن دهه 40 به صورت صحرا و بیابان بود به انجام رسید و با نصب توربین سولزر گازی ساخت آلمان و متعاقب آن در سال 1347 توربین فیات 1،2و3 که با گاز طبیعی کارمی کرد و ساخت ایتالیا بود، با همکاری شرکت احداث شروع به کارکردند.

نمای ظاهری توربین فیات شیراز

 

در این سال ها بود که دیگر مردم طعم روشنائی را چشیده و همه جا برقدار شد.  خیابان های شهر از روشنائی دائمی برخوردار گردیدند و نهایتا در دهه70 در دوران پر شکوه انقلاب اسلامی توسط برق منطقه ای فارس نیروگاه برق شیراز به شبکه سراسری تبدیل و وصل شد. ناگفته نماند که خط لوله گاز طبیعی نیز از بید بلند خوزستان در آن ایام به طرف شیراز کشیده و شیر اصلی گاز در روستای گویم نصب گردیدو اهالی آن روستا نیز توانستند از نعمت گاز بهره مند شوند. شیر اصلی گاز در منطقه زرهی یا ، ورودی گاز به نام سیتی گیت یعنی درمحل فعلی اداره مرکزی  اداره گاز واقع در زرهی نصب گردید. لوله کشی گاز را به طرف توربین ادامه دادند و خانه های در مسیر لوله گاز از نعمت گاز بهره مند شدند و از توربین به طرف کوار جهت راه اندازی کارخانه قند کوار ادامه پیدا کرد.

باید به ذکر یکی دیگر از خدمات برجسته مرحوم حسین ایگار اشاره شود و آن ایجاد کارخانه ریسندگی و بافندگی جنب کارخانه برق در خیابان سعدی بوده است. لازم به ذکر است که در سال1310 تاسیس و متعاقب آن کارخانه قند مرو دشت را در سال 1314 راه اندازی نمود،که تحولی بزرگ در صنعت کشاورزی است. هنوز در بین کارخانجات قند کشورحرف اول را می زند.

مرحوم استاد علی سامی در کتاب شیراز شهر جاویدان می نویسد یکی دیگر از کارهای ماندگار این مرد بزرگ تجدید بنای دروازه قرآن شیراز که در گذشته در همین مکان، دو طاق در هر طرف مربوط به زمان آل بویه وجود داشت که نفهمیده و نسنجیده و بدون هیچ دلیلی در سال 1315 به دست والی مغرور و شهرداری بی انصاف و با دشواری فراوان و به کمک دینامیت ویران و با خاک یکسان شده، که این مرد خَیًِر برگ زرین دیگری برکارنامه احساسی خود و تعصب خاصی که به شیراز داشت اضافه نمود و دروازه شهر شیراز را دوباره ساخت و دو طرف این بنا کاشی کاری های زیبائی که به دست استاد کاشی کار و نقاش معروف شیراز مرحوم حاج باقر جهانمیری انجام گردید به یادگار باقی ماند و جلوه بیشتری به این دروازه جادوئی داد و به شهر شیرازهدیه گردید. هم اکنون آرامگاه مرحوم ایگار و همسرش در دو طرف بنای دروازه قرآن در اطاقکهای کناری وجود دارد. روحشان شاد

اهمیت هر شهر به نوع آبرسانی آن است.

آب این شهر معمولا از آبهای خیرات و قناتهای زیر زمینی تامین می شد. متاسفانه بیشتر مردم توانائی در اختیار داشتن آب خیرات را نداشته، در خانه خود اقدام به حفر چاه نموده و از آب چاه خانگی جهت شستن و گاهی حمام گرفتن در حیاط خانه استفاده می کردند که آن آب بدلیل بهداشتی نبودن و وجود کرم های قرمز رنگ، هرروز صبح با الک مخصوص  قبل از شستن دست و صورت از روی آب حوض جمع آوری می شد.

آب زیر زمینی قنات شیراز از راه مجاری باریکی در مسیر کوچه ها به خانه های مجلل وارد می شد. در آنجا به شکل فواره جهش می نمود یا از دهان شیر سنگی سر حوض به داخل حوض می ریخت. به همین دلیل هنوز شیرازی ها به محل خروج آب از لوله، شیر آبی می گویند. در غیر اینصورت آب با مشکی که از پوست بز ساخته شده بود توسط سقا به درب منازل برده می شد تا خمره های بزرگ مخصوص آب خوردن را پر کرده و حتی به عابرین کوچه و بازار که تشنه بودند آب فروخته می شد. برای مثال می توان از نام یک سقای محلی به اسم عباسعلی سقا که در دروازه سعدی بازارچه فیل برای مردم آب می آورد یا سقای محل خودمان به نام مشتی علی سقا، یادکنم.

یکی دیگر از خدمتگذاران بزرگ شیراز مرحوم دکتر محمد نمازی، ازتجارموفق در شرق دور و آمریکا و یکی از  سیاستمداران برجسته ایران جهت رفاه بهداشت عمومی شیراز تصمیم گرفت تا به ساخت آثار خیریه و ابنیه عام المنفعه بسیاری، بویژه در زادگاه خود شیراز اقدام نماید. از آن جمله بیمارستان نمازی شیراز (پانصد تختخوابی نمازی) و تاسیس آموزشگاه پرستاری در شیراز بود. علاوه برساخت مجتمع درمانی، آموزشی، درسال 1327 نسبت به انجام سیستم مناسب آب لوله کشی اقدام شایانی به عمل آورد به طوری که شیراز اولین شهر ایران، دارای آب لوله کشی شد. متاسفانه بیشتر مردم شیراز تا اوائل دهه 30 از داشتن این آب نیز محروم بوده و آب مصرفی خود را از چند آب انبار عمومی برداشت می نمودند.

این آب انبارها در فاصله ده متری زیر زمین ساخته شده بود و دارای تعداد زیادی پله ناهموار و خطر ناک بود، هرروز وظیفه آوردن آب و پر نگه داشتن تعداد خمره آبی توسط اهالی منازل انجام می شد. با گسترش لوله کشی آب در خیابان های اصلی، مردم مجبور بودند به شیر آب نصب شده در بعضی از نقاط خیابان ها با دلو به حمل آب مبادرت نمایند. رفته رفته بیماری ها کم شد و سلامت دیر پا زود به شیرازی ها اهدا گردید.

تحول بنیادی در شیراز

متاسفانه در نقشه شهرسازی آن زمان  نوعی بی نظمی وجود داشت. جز چند خیابانی که راه های اصلی ورود و خروج از شهر را به هم متصل می کرد کوچه هایی که از آن خیابان ها منشعب می شد زیاد طولانی و پیچ در پیچ بود و عرض کوچه ها بیشتر از دو تاجهار متر نبود. در ضمن ظاهرا در آن زمان نیازی هم به خیابانهای عریض نبود زیرا خود رو های آنچنانی در شهر رفت و آمد نمی کردند بیشتر کارها با درشکه و گاری انجام می شد.

اواخر دهه 30 در اوج نابسامانی معیشتی ، استانداری لایق، کوشا و دلسوز به شیراز آمد (دکتر سید مهدی پیراسته) با جدیت تمام و همراه نمودن کلیه دوایر اجرائی به وضع موجود  شهر، خاتمه داد و عمران و آبادی و بهداشت عمومی در کوتاه مدت چهره شهر را به شهر واقعی سعدی و حافظ تبدیل کرد و گسترش یافت. با حسن نیتی که در جامعه بوجود آمد، بعد از سال ها رکود فرهنگی به همت مرحوم دکتر لطفعلی صورتگر، در سال 1338 دانشکده ادبیات در کنار آرامگاه حافظ بنا گردید و از این تاریخ به بعد دانشگاه به عنوان قطب دانشگاهی کشور شناخته شد.و دانشجویان متعددی  از سراسر دنیا به شیراز آمدند.

کوچه ها وخیابان ها آسفالت شدند و به وضع نابسامان کسبه توجه عاجل بعمل آمد، پارک ساخته شد، ساعت گل در کنار فلکه ستاد توسط خَیًِری دیگر به نام عبداله ضرغامی هدیه و نصب گردید و حتی درخت ها دارای شناسنامه شدندکم کم وسیله نقلیه جدیدی با سه چرخ  به نام مزدا که هم بصورت وانت و هم سواری از آنها استفاده می شد به شیراز وارد گردید و به نظافت شهر سامان داده شد و از ریخت و پاش مصالح ساختمانی و فضولات حیوانات جلوگیری بعمل آمد.

حمل و نقل داخل شهر با گاری و درشکه دهه ی 20

 

فرق این خودروهای کوچک با تاکسی این بود که در کوچه ها نیز رفت و آمد می کرد، و جای درشکه و گاری را پرکرد. به همین خاطر هر نوع باری را با این وسیله جابجا می کردند. اتومبیل پیکان ساخت ایران تولید گردید و شیراز نیز از داشتن این وسیله وطنی بهره مند گردید.

در سال 1345 خط واحد اتوبوسرانی شهری در خیابانهای شهر به راه افتاد. وضع جابجائی مسافر در خیابان های شهر کم کم با تاکسی و سواری های مختلف انجام شد (فیات، فولکس واگن، د.کا.و.، واکسل، داتسون، فورد، هیلمن،کونسول، بنز، فورد و اپل). کاملا جا را برای بودن درشکه، گاری و حیوانات بارکش تنگ کردند و خیلی کارهای عمرانی دیگر که مجال ذکر آنها در این یاد نامه نمی باشد. شیراز روز به روز گسترده تر شد و شما شهروندان عزیز توانستید در روزهای آباد این شهر زندگی کنید. به جرات باید گفت که از شهریت شیراز بیش از50 سال نمی گذرد. از این دوران تنها خاطره ها، برای هم سن و سالان و افراد مسن تر باقی مانده و کارهای موثری که از اواسط دهه 30 به بعد در شیراز انجام شد و توسط مردانی بزرگ و دور اندیش برای همیشه در دفاتر یادبود این شهر فرهنگی ثبت است، هیچگاه فراموش نخواهند شد. چنانکه سعدی شیراز می فرماید :

نام نیکو گر بماند زادمی /  به کز او ماند سرای  زرنگار

زنده و جاوید ماند هرکه نکونام زیست / کزعقبش ذکر خیر زنده کند نام را

یا به نقل از مرحوم مدرس تبریزی که می فرماید:

بگذار به گیتی اثری زانکه در آفاق /  تا چشم به هم بر زنی از ما خبری نیست

"محمدعلي پرواز – نقاش پرتره های پیشکسوتان و چهره هاي ماندگار شيراز"

این مورد را ارزیابی کنید
(230 رای‌ها)

نظرات بازدیدکنندگان:

(*) :موارد الزامی

اين وب گاه در ستاد ساماندهی پایگاه های اينترنتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.

صفحه اصلی   |   زندگینامه هنری   |   پرتره های چهره های ماندگار   |   گالری نقاشی   |   گالری خوش نویسی   |   مقالات    |    یادداشت ها   |   تماس با ما

| All Rights Reserved. All contents available on this website are copyrighted by ONLINE PARVAZ ART GALLERY© 2006-2017 |

كليه حقوق مادی و معنوی اين وب گاه محفوظ و هرگونه انتشار يا استفاده از تصاویر و مطالب آن، تنها با ذکر منبع، آزاد است. © 1396-1385

| براي استفاده هرچه بهتر از سايت، پيشنهاد ما به شما، استفاده از مرورگرهای Google Chrome و firefoxMozilla Firefox  است. |