مقالات هنری:

تاریخ اجمالی از هنرهای تجسمی در ایران، خاصه در شیراز

 

روزنامه عصر مردم - 92/07/05

خصوصيات هنر - ميراثهاي ارزنده درهنر

محمد علي پرواز – نقاش چهره هاي ماندگار شيراز


طبق مستندات تاریخی ایران در طول زمان حیاتش تاکنون از داشتن هنرمندان بی شماری بهره مند بوده است چرا که فردوسی شاعر حماسی مانیز به این موضوع اشارهدارد که هنر نزد ایرانیان است و بس اما به درستی هیچگاه به چگونگی و نوع هنرایرانیتوجه کرده ایم؟

ایرانیان دوره باستان دارای ذوق هنری و زیباپسندی خاصی بوده اند که نمونه آن در آثار شوش، تپه سیلک و تپه حصار آشکار است و توجه ویژه ای به نقش حیوانات مبذول داشته و از نقش های هندسی که البته هر یک معنا و مفهوم و رمز و رازی داشته اند برای تزیین ظروف و سفالینه های خود استفاده می کردند. لذا باید به این نکته توجه داشت که هنرمندان آن زمان طبیعت ساز نبوده بلکه به نقشهای رمزی یا سمبلیک رغبت نشان داده و آنهارا به طرز کار با شیوه طبیعت گرائی ترجیح میدادند.

در حدود سده هشتم ق.م. گروهی از راه قفقاز به داخل ایران نفوذ کرده متشکل از دو قبیله مهم ماد و پارس ها، که قبیله نخست در مرکز و شمال غربی ایران (اصفهان، همدان، و کردستان تا آذربایجان) و قبیله دوم در جنوب و جنوب غربی ایران (فارس، خوزستان و قسمتی از کرمان) استقرار یافتند.

قبیله نخست، پادشاهی ماد را در سال 708 ق.م. به مرکزیت هگمتانه یا همدان کنونی تاسیس و در پی اقتداری که به دست آورد، دولت مقتدر آشور را در 605 ق.م. منقرض ساخت و طی حدود 150 سال حکومت کشور را تا بخشی از آسیای صغیر گسترش داد.

قبیله دوم پارس ها بودند و اندک زمانی بعد پادشاهی هخامنشی را در خطه جنوبی ایران به وجود آوردند که در حدود 550 ق.م. کشور ماد را به تسخیر خود در آورد و با کسب اقتدار و با پیروزی های بسیار، امپراتوری بزرگ هخامنشی را از دره سند و فلات پامیر تا خاک سوریه، مصر و یونان تشکیل دادند و سرانجام در سال 559 ق.م. کوروش از آسیای صغیر تا خلیج فارس را تسخیر و با ضمیمه نمودن دو کشور آشور و بابل به ایران، امپراتوری قدرتمندی را بنیان نهاد.

باید متذکر گردید که ایرانیان سعی فراوانی در ساخت بناهای عظیم و ستون های قطور داشته که در واقع این محکم کاری و نصب ستون های رفیع و بلند جهت نگهداری سقف تالارها نبوده، بلکه منظور از ساخت ستون ها یا سر ستون ها جهت تزیین بنا و جلوه بخشیدن به تالارها و نشان دادن جاه و جلال پادشاهان بوده است. زیرا به شیوه دوره مادها که خود نمادی از قدرتبود ند، آشنا شده، لذا در دوره هخامنشی، آثار ارزشمندی را ساخته و برجای نهادند.

آرامگاه کوروش کبیر – پاسارگاد

از عالی ترین بناهای ویرانه امروز، باید از کاخ کوروش در شهر پاسارگاد نام برد که نشان دهنده معماری باشکوه و تزیینات از هنر آشور و بابل در آن روزگارمی باشد. چرا که کوروش می خواسته، ایران، وارث برحقتمدن های بزرگ باشد.

بعد از پاسارگاد، بهترین آثار معماری هخامنشیان را باید در بیستون و بعد در تخت جمشید جستجو کرد که تخت جمشید توسط معماران زبده عصر خود و به دستور داریوش و سپس جانشین او یعنی خشایار شاه ساخته و تکمیل گردید. که یکی از بزرگترین اثر معماری و مجسمه سازی زمان هخامنشی محسوب می گردد، ازاینرو یونانی ها آنرا پرسپولیس نام نهادند.

تخت جمشید

در زمینه ساختمان های مذهبی در این دوره تنها آتشکده ها برجا ماندند، زیرا زرتشت (ع) که در حدود 600 ق.م. دین خود را به ارمغان آورد، بر کیش های چند خدایی یونانیان و پرستش ماه و خورشید که توسط همسایگان ایران مرسوم بود خاتمه داد و برروی پرستش نیروهای طبیعی که توسط برخی دیگر از اقوام رایج بود خط بطلان کشید. از این جهت در هنر هخامنشی نه ساخت تندیس بتان و نه برقراری پرستشگاه ها معمول شد.

از دیگر آثار معماری آن زمان می توان پیکر تراشی عاری از جزئیات، یعنی فقط به ترسیم شکل (هیولا) اکتفا شده معمول گردید .بهمین خاطر به نقش برجسته مقابر شاهان که کنده شده در بدنه صخره ها ی عمودی در پاسارگاد و نقش رستم بود منحصر می شده . نقوش برجسته شامل تصاویر فروهر و فرشتگان دین زرتشت (مهر یا میترا و ناهید یا آناهیتا) وحضور پادشاهان، همراهان و لشکریان در صحنه های تشریفاتی و آئینی، یا شکار بر صخره های کوه یا دیوارهای سنگی کاخ ها، پیکره های سنگی حیواناتی چون گاو و اسب و شیر که بر سر ستون ها به کار رفته است می باشد.

هخامنشیان معمولا کتیبه های خود را به زبان های فرس قدیم، ایلامی و بابلی می نوشته اند که عالی ترین کتیبه هخامنشی را می توان در بیستون دید که در آن داریوش، شرح وقایع اوایل سلطنت خودو سرکوبی دشمنان و دروغ گویان را به شیوایی گزارش می دهد.

در زمینه هنرهای دیگر دوره هخامنشی ساخت جام ها و ساغرها از طلا و ظروف اشرافی که به شیوه چکش کاری ساخته و تزیین می شد و همچنین چکش کاری روی نقره، زرگری، ریخته گری مفرغ، سفالگری، سنگ تراشی، پارچه بافی منبت کاری و قالی بافی را می توان ذکر نمود.

به گمان گروهی از هنرشناسان، هنر هخامنشی در زمان داریوش به کمال خود رسیده، ضمن آنکه برخی دیگر از آنان بر این عقیده هستند که خوش گذرانی های هوس آمیز خشایارشاه، خود عاملی مخرب در هنر هخامنشی محسوب گردید.

در سال 331 ق.م. اسکندر مقدونی به ایران لشکرکشی کرد و پس از چندین جنگ و نبرد و با شکست پادشاه وقت هخامنشی، ایران را به تصرف خود در آورد پس از فوت او در سال 323 ق.م. (سلوکوس) که یکی از سرداران او بود به فرمانروایی ایران رسید ودولت سلوکیان و دوران یونانی مآبی در کشورمان استقرار یافت که بیش از 150 سال به طول انجامید و در هنر ایران هم تحولات خاصی پدیدار گشت.

در حدود 250 ق.م. اشکانیان یعنی قومی چادر نشین و ساکن استپ های واقع در فاصله در یای خزر و دریاچه آرال، در پی رسیدن به قدرت و توانائی، به تدریج بر ایالاتی از شمال و مشرق ایران دست یافته و در پی چندین نبرد سرانجام سلوکیان را با شکست کامل مواجه و پادشاهی بزرگ اشکانی را در حدود سال 160 ق.م. به فرمانروایی مهرداد اول تاسیس نمودند.

اشکانیان اولین دولتی بودند که آثار یونانیان را در مدت طولانی استیلایشان محو و نابود کرده آثار دوره هخامنشی را احیاء نمودند. لازم به ذکر است که در این دوره ضرب سکه های زیبا و ساختن زیورآلات نیز رونق و رواج کافی یافت. هنر اشکانی خاصیت مرحله ای، انتقالی پیدا کرد که از یک سو به هنر ساسانی و از سوی دیگر به هنر بیزانسی نزدیک شد. ضمن اینکه این هنر به واسطه هنر ساسانی به هنر هندی نیز راه پیدا کرد.

ویژگیهای هنر بیزانس:

هنر بیزانس از هنر مذهبی سرچشمه می گیرد و هدفش فرار از دنیا پرستی و غیر جسمانی و غیر واقع نما بوده است. از شبیه سازی دوری می جست و به نقش پردازی گرایش فراوان داشت. این هنر از انسان خاکی و مضمون عادی دوری می جست و در آرزوی دست یافتن به انسان برتر و حقیقت مطلق بود.

در این هنگام هنرمند با نقش پردازی خود اشکال مشهود و صور جسمانی را در هم شکست و یا تغییرشان داد تاچهره هائی غیر از این دنیا نمائی و با مفاهیم دینی به وجود آورد و هنری که عمیقا آئینی و رمزگرا به ضوابط و مقرراتی استوار بود و به هیچ رو جنبه طبیعت گرائی، نو آوری و فرد گرائی نداشت و ریشه در شرق داشت رابه مرور به طرف غرب تحمیل نماید.

ایرانیان با توجه به مستندات به جا مانده از تمدن ماد و هخامنشی و پارتی و ساسانی یعنی دوره باستان و آثار بدست آمده در شوش، تل باکون، تپه سیلک، مارلیک، خوروین، حسنلو و لرستان،آثار نقاشی خود را بیشتر بر روی وسایل و ادوات بصورت طراحی و همچنین در جهت کار سفالگران و قالی بافان و ظروف به کار برند و در نهایت کمتر آثاری از نقاشی به صورت امروزی در ابنیه باستانی مشاهده می گردد و از مصالح سنگ و سرامیک با رنگ های زرد جهت تزئینات استفاده می شد. بعد از ظهور اسلام حضور هنر چین در ایران باعث گردید تا هنرمند نقاش ایرانی نیز بر روی هنر چینی تاثیر بگذارد. بنابراین با بکارگیری رنگ های گرم وگردش موزون قلم، حرکتی جانانه در نقاشی آن دوره بوجود آمد (قرن هشتم ه.ق.، زنجان نمونه ای از حضور معماران ، طراحان و نقاشان ایرانی در ساخت مقبره سلطانیه) که نشانگر هنر اصیل ایرانی در آن روزگار می باشد.

مقبره سلطانیه در زنجان

لذا هنرمندانی پا به عرصه هنر نهاده اند که باید گفت بیشتر آنان از بلادی بوده اند که امروز از خاک ایران جدا شده و در این سرزمین کهن هنر خود را به جا گذاشته و هنوز شاهد آثارشان در گوشه و کنار کشور های همسایه می باشیم (تیسفون در عراق).

بنای تیسفون در مداین

به جرأت می توان گفت ابنیه تاریخیبه جا مانده هنرمندان ایرانیقبل از اسلامعمر ماندگاری بیشتری داشتهو در نوع خود بی نظیرند، چون در ساخت آثار مذکور از مصالحو آلیاژ خاصی استفاده گردیدهکه در طول تاریخ بعد از اسلام هنوز شبیه آنها ساخته نشده است.

یکی از خصوصیتهای فطری ایرانیان ، گرایش به تعاریف و سخن سرائی بوده است؛ چرا کهحداقل از زمان مادها تا کنون، بیشتر با زبان و ابراز تخیلات داستانی و اساطیری خود هنر نمائی کرده که در بعضی موارد هنوز این روشبیشتر از دیگر هنرهای تجسمی رایج است. لذا کمتر شاهد آثار ارزشمند دیگر هنرهای تجسمیبوده، تا قبول کنیم که مثلا آثار نقاشی موجود و تندیس آشنا به فرهنگ ایرانی با دستها و فکر خلاق هنرمندان ایران بجا مانده و این شیوهبیشتر به خاطر حضور فعال هنر بیزانس از دیرباز در این خطه بوده است؛ زیرا بیشتر آثار هنریساخته شده وبه جا مانده ، آثاری هستند که بصورت شبیه سازی و الگوگیری و دوباره سازی اشیاء بدست آمده از ادوار دیگر و هنرمندان عهد باستان بر جا مانده وهنوز شاهد ساخت سر ستون های شبیه به مجسمه هائی هستیم که در آثار ویرانه کاخ های تخت جمشید، شوش، یونان، روم و مصر باستان ملاحظه می کنیم.

خوشبختانه بعد از ظهور اسلام به تدریج ، این وضع تغییر یافت و هنرمندانی پا به عرصه هنر گذاشته و ابنیه تاریخی کاملا ایرانی ، اسلامی و ساخت و ساز، معماری و در پی آن گچ بری، نقاشی و طراحی برروی سفال، سرامیک و بافت و طراحی برروی پارچه های لطیف و همچنین نقره کاری و زراندوزی رایج گردید. به تدریج آثار اسلامی جایگزین دیگر آثار دوره باستان شد و به نوعی دیگر و شیوه ای نو ظاهر گردید و هنرمند نقاش به صورتی خاص، از ابتدا در خدمت قرآن به هنرنمائی پرداخت و آثار بی نظیری توسط مذهبین و نگارگرانبر روی پوست آهو به جای گذاشته شدو سر سوره های قرآنی را با طراحی و طلاکاری و نشان دادن گلهای ریز تزیین دادند. با گذشت زمان نقاشان دیگری همین روند را بر روی کاغذهای وارداتی از سمرقند همراه با خط کوفی ادامه دادند وبه مرورهنر سرامیکو کار بر روی سفال و نقش و رنگ های متنوع را ترویج دادند و به تدریج فزونی گرفت. در این زمان بود که اوج اقتدار هنر بیزانس احساس گردید. از قرن چهارم به بعد بود که رنگ های متنوع گرم وسرد مورد استفاده قرار گرفت و آثار نقاشی دیواری و تابلوهای بزرگ و مختلف رومانتیک کمتر به چشم می خورد و در بعضی مواقع هنر سفالگری و حجاری و منبت کاری در خدمت ساخت کتیبه های مساجد در آمد و مورد استفاده قرار گرفت. به مرور، در هر زمان تعداد اندکی از نقاشان و عمارت کاران دست به کارهای ماندگار زدند ولی1- به خاطر جنگ ها و درگیری های قومی بیشتر هنر های به جا مانده منهدم و خراب گردید.2- چون هنرمندان معمولا از ساده ترین راه و امکانات و وسایل مصرفی بومی استفاده میکردند، به خاطر موقعیتهای جوی نامساعد و به مرور نابود گردید و آن هنر به فراموشی سپرده شد. نمونه های زیادی از آثار و ابنیه را هنوز در شهرها و اطراف ملاحظه می کنیم (ارگ بم) که به راستی یادآورهنرنمائی و همچنین دلاوری ها و رشادت های ایرانیان بود و هیچ شباهتی با معماری دوره باستان نداشت که با گذشت زمان هنراسلامی را برایمان زنده کرد.

 

ارگ بم

متاسفانه این بنا چند سال پیش در اثر زلزله ویران گردید. زیرا شاهد آثار به جا مانده و عکس های آن هستیم

ناگفته نماند، حضور هنرمندان داستان نویس و شاعر در آن زمان بیش از دیگر جاذبه های هنر تجسمی رایج گردید و سلاطین نیز برای تشویق، بنا به شواهد تاریخی از آنها حمایت کرده اند. برای مثال زمانی موسیقی ارزش داشت که با شعر هم زمان اجرا می شد که به شعر و موسیقی معروف بود. به خاطر همین تک روی در چند صد سال بعد در هنر (به خاطر دوره بیزانس) بیشتر تندیس و نقاشی شخصیتهای علمی و فرهنگی و هنرمندان گذشته بصورت تخیلی توسط هنرمنداناز روی دست نوشته ها و روایت ها و مطالب تاریخی خلق گردید. در حالیکه در فرنگ این گونه آثار و چهره سازی شخصیت ها، با بهترین مصالح (درزمان حضور هنرمند) از دوره باستان به بعد، تا به امروز توسط (طلا، نقره، سنگ های قیمتی و نقاشی) ساخته و پرداخته شده و دست به دست با همان ترکیب اولیه به جهانیان معرفی می شود.

از سرزمین دانش پرور و هنر خیز شیراز ، نقاشان و خوشنویسان و معماران نامی برجسته بسیاری ، به جهان دانش و هنر و ادب و عرفان عرضه شده است ، که هرکدام در مقام خود از چهره های درخشان دنیای دانش و ادب می باشد. شیراز در زنده نگهداشتن و آفرینش هنرنقاشی ایران ،در دوره بعد از اسلام ، پیشگام بوده است و حق بزرگی به سر این هنر ملی و باستانی دارد زیرا به استناد آثار موجود مینیاتورها و طراحی ها ، فن نقاشی در این شهر راه تکاملی خود را پیموده و به سایر شهر های ایران سرایت کرده است. شیراز نیازی به تقلید از هنر نقاشی بیزانس و چین نداشته، و مخصوصا در سده های ششم تا هشتم هجری هنرمندانی در این شهر، هنر ظریفه نقاشی را فرا گرفته و برای عرضه داشتن هنر خود به در بار فرمانروایان و امیران وقت رفته اند.شیراز در عصر اتابکان بواسطه در پناه بودن از تاخت و تاز مغولها ، نه تنها روند هنری خود را دنبال کرد و وقفه ای در آن روی نداد ، بلکه در این عهد مکتب هنری شیراز جای خود را گسترده تر و استوارتر ساخت و کمتر زیر نفوذ و در هم آمیزی نقاشی چین که به همراه مغولان به ایران سرایت نموده بود قرار گرفت.

یکی از نقاشان برجسته شیرازبنام جنید شیرازی (شاگرد شمس الدین شیرازی ) که در صده هشتم ه.ق. می زیسته آثار برجسته ای از جملهشاهنامه و دیوان خواجوی کرمانی را به مهارت و زیبائی خاص نقاشی کرده و بقیه عمر را در بغداد گذرانید و خواجه عبدالصمد شیرازی نقاش دوره صفوی معروف به شیرین قلم که یکی از استادان مکتب شیراز بود در صده نهم ه.ق. آثار زیبائی از خود به جای گذارده است و شاگردان فراوانی را پرورش و آموزش داد که هرکدام استادی زبر دست بوده اند.

ولی از چهره سازی و تندیس طبیعی خبری نبود و به جای آن از گل های ختائی و مناظر تخیلی کمک گرفته شده ، برروی سفالینه ها نقاشی می کردند و چهره های روی دیوارها از عکس های چاپ شده که معمولا جهت تبلیغ قماش ارسالی مشرق زمین به ایران بود استفاده می گردید (هنوز این عکس ها در برخی ازعمارت های تاریخی شیراز مشهود می باشد، که در جاهای مناسب اسلیمی ها و گچ بری ها به صورت قرینه چسبانده و مزین می گردید). زیرا فقط صاحب منصبان اجازه استفاده از نقوش چهره در بین تزئینات کاخ های خود داشته، که مورد استفاده قرار می گرفت.

سقف عمارت نارنجستان قوام - شیراز

از بانیان و نقاشان بزرگی که موسس مکتب شیراز بودند نام یکی دو نفر ضروری است. جنید شیرازی شاگرد شمس الدین شیرازی ( صده هفتم ه.ق.) که آثار برجسته ای از جمله شاهنامه و دیوان خواجوی کرمانی را به مهارت و زیبائینقاشی کرده و مدتی از عمر هنری را در بغداد گذرانیده است و همچنین خواجه عبدالصمد شیرازی نقاش دوره صفوی معروف به شیرین قلم (صده نهم ه.ق.) که آثار زیبائی از خود به جای گذارده است و شاگردان فراوانی را تربیت نموده، که هرکدام استادی زبر دست بوده اند.

تا قبل از شروع دوره صفویه در ایران چهره سازی بصورت تخیلی و به سبک چینی در قالب نقاشی به شیوه شاعرانه رایج گردید که بیشتر بر روی پوست حیوانات و یا در طراحی قالی پارچه های زربفت ترسیم می شد. به همین منظور، اینگونه نقاشی از رقص قلم بطور غیر قابل پیش بینی الهام می گرفت که در نهایت نقشی گویا و قابل قبول را پدید می آورد که به صورت گذشت زمان و تحولاتی شگرف و روان به شیوه استادانی چون رضا عباسی، کمال الدین بهزاد به نگارگری ایرانی تبدیل گردید و شاگردان فراوانی تربیت شدند و هنرشان را کم کم به مجموعه دیوان و تصاویر زیبای داستانهای عرفانی بنام مینیاتور اضافه نموده، (نقش های گیاهی همراه با معرق بر کتیبه ها و دیوارهای ابنیه و گنبدها ، مثل مدرسه چهار باغ یا اطراف میدان نقش جهان اصفهان با سرامیک و کاشی) نقش آفرین هنر ایرانی شد. در بعضی مواقع بصورت پراکنده و فرمایشی از رجال زمان های مختلف پرتره سازی گردید که آن همبوسیله افرادی خاص نقاشی می شد و امروز نیزشاهد بعضی از این چهره ها که گوئی کمتر از انگشتان دست می باشند، هستیم.

در دوره زندیه و قاجاریه نیز نقاشان بزرگی در این سرزمین می زیسته که بیشتر به صورت گمنام هنرنمایی کردند، لذا همانگونه با تخیلات در کار نقاشی قهوه خانه ای و پرده های عاشورا آثاری ماندنی را به جا گذارده اند. و در ادامه می توان به ذکر اسامی برخی از این هنرمنداناشاره کرد. مرحوم اسماعیل زاده، حسین قولر آغاسی، حسین همدانی و عباس بلوکی فرد یا نقاشانی که بصورت کلاسیک کار می کرده اند، همچون مرحوم استاد کمال الملک که مدتی از دوران زندگی هنری خود را در فرنگ گذرانیده که بعد از بازگشت به وطنبه آموزش حدود70 نفر در صنایع مستظرفه تهران از جمله شاگردانی چون مرحومان محمود اولیا، سید صدرالدین شایسته شیرازی، حیدریان، آشتیانی، شیخ ، لطفعلی خان صورتگر و... پرداخت.

پرتره استاد کمال الملک (محمد غفاری) نقاش

برای مثال نقاشی و مجسمه سازی در شیراز محدود بود و با آثار و ابنیه دوره زندیه و قاجار که به دستور حکمرانان ولایتی ساخته شد، بازار نقاشی طبیعت گرائی نیز در شیراز رواج پیدا کرد. شروع حرکت جدی اینگونه هنر نقاشی بیشتر از دوره زندیه آغاز گردید و نقاشی کم کم بوسیلههنرمندانی نظیر خاندان وصال، فرصت شیرازی که در شعر، خوشنویسی و نقاشی نیز شهره آفاق بودند، احیا گردید. این هنرمندان کارهای ماندنی بسیاری را در جای جای شیراز به یادگار گذاشته اند (اگر نقاشان دیگری در شیراز بوده، متاسفانه کاری در شیراز انجام نداده و یا گمنام به نقاشی پرداخته اند). دنباله کارآنها را دیگر هنرمندانی که در کلاس درس استاد کمال الملک به یادگیری پرداخته، به ثمر رسانیده اند. تا به امروز خاطره استادانی چون سید صدرالدین شایسته شیرازی و لطفعلی خان صورتگر و به ترتیب شاگردانشان مرحومان ناصر نمازی و کاظم اردوبادی در طراحی، سیاه قلم و رنگ و روغن و همچنین مرحوم نگارگر در رنگ آمیزی چهره با مداد رنگ و کاظم اژدری در نقش هایی به سبک قهوه خانه ای زنده مانده است.

پرتره استاد مرحوم سید صدرالدین شایسته شیرازی اثر محمدعلی پرواز

لازم به ذکر است به غیر از گچ بری و خطوط بنائی و کاشی کاری، نقاشان دیگری به شیوه اسلیمی، ترنج و نقش ختائی برروی دیوارهای گچی و سقف چوبی در بناهای مجلل مانند باغ عفیف آباد، باغ ارم، نارنجستان قوام، خانه زینت الملک، مساجد و حسینیه ها، که همه ساخته دوره زندیه تاکنون می باشند، آثاری پدید آورده اند. متاسفانه این آثار به خاطر کار بر روی گچ، تخته و احتمال آب گرفتگی، عمر زیادی نداشته و کار مرمت این نقاشی های دیواری و احیاء آنها مستلزم شناخت اصول کار اولیه می باشد. برای مثال کاشی کاری های انجام شده در بقاء متبرکه بیشتر بوسیله هنرمندان غیر شیرازی نوسازی شده (کاشی کاری هائی که در صحن مطهر شاه چراغ انجام شده)، که به مرور زمان باعث می شود تا نام هنرمندان اولیه این زیبا سازی ها نیز از بین برود. امروزه شاهد کاشی کاری های بسیار زیبائی توسط مرحوم حاج محمد باقر جهانمیری که ساخت تابلوهای کاشی کاری دروازه قرآن، هفت تنان، چهل تنان، سید تاج الدین قریب و امامزاده ابراهیم در شیراز را انجام داده است، می باشیم.

 

 

 

پرتره مرحوم باقر جهانمیری (کاشی کار و نقاش) اثر محمدعلی پرواز

 

همچنین استاد عباس نقاش و استاد قاسم حقیقی نیز در خلق، طراحی و مرمت همین آثار بر روی دیوارهای گچی، سیمانی، کاشی وکتیبه های اماکن ذکر شده شیراز اهتمام نموده اند. امروزه این گونه آثار بی نظیر اسلیمی با نقش ترنج وختائی به سبک ماندگار نارنجستان و نصیر الملک وجود دارد که متاسفانه اگر بی توجهی در نگهداری آنان شود عمر ماندگاری کمی خواهند داشت.

به استناد کتاب فارسنامه ناصری، کتاب شیراز شهر جاویدان مرحوم استاد علی سامی، آثار عجم و شیراز نامه مرحوم فرصت شیرازی، که خود نیز معاصر به خاندان وصال است و در هنرهای تجسمی استادی مسلم به شمار می رود، چند نقاش دیگر که ظاهرا در شیراز زندگی می کرده اند، آثار ارزنده ای به جا گذارده اند. از آن جمله می توان به نام های میرزا آقا، که سال های زیادی در فرنگ به سر برده و شاگردانی مانند آقا محمد حسین آغولی که قسمتی از عمر خود را در هندوستان گذرانیده و آقا کوچک که شاگرد مرحوم آغولی بوده است، همچنین میرزا باقر معروف به حسرت که هم نقاش بود و هم مجسمه ساز، میرزا لطف اله مستوفی که در گل و بته سازی ید طولائی داشت و همچنینمرحوم لطفعلی خان صورتگر که چهره پردازی او مشهور می باشد اشاره نمود.

امروز که به لطف خدا هنرمندان بسیاری در عرصه نقاشی گوی سبقت را از یکدیگر می ربایند و آثارشان زینت بخش نمایشگاه ها و موزه های جهان و ایران می باشد. باید در نگهداری و تعمیر اینگونه آثار حیاتی و شناسنامه ای شیراز با همت، تلاش و دلسوزی اقدام و در حراست و نگهداری آن کوشا باشند. لذا باید آثار بجا مانده را با شیوه هایی همچون گرده برداری، شبیه سازی، مطالعه در زمینه گردش قلم بر روی آنها و سبک و سیاق هنر اصیل شیراز نگهداری نمود. همچنین با ترمیم اصولی آثار در معرض خرابی، جوابگوی اصالت ها و سنن زیبا شناسی گذشتگان هنر اسلیمی برروی دیوارها و سقف های اماکن هنری شیراز با کاشی، سرامیک و نقاشی دیواری و طرح روی قالی و پارچه های زینتی بود. در غیر اینصورت نقاشی سنتی شیراز، ماندگار نبوده و به مرور زمان از یاد خواهد رفت

در خاتمه باید افتخار کرد که هنر در سرزمین ایران از بدو تا به امروز اسلامی بوده و اسلامی خواهد ماند.. انشاا...

این مورد را ارزیابی کنید
(179 رای‌ها)

نظرات بازدیدکنندگان:

(*) :موارد الزامی

اين وب گاه در ستاد ساماندهی پایگاه های اينترنتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.

صفحه اصلی   |   زندگینامه هنری   |   پرتره های چهره های ماندگار   |   گالری نقاشی   |   گالری خوش نویسی   |   مقالات    |    یادداشت ها   |   تماس با ما

| All Rights Reserved. All contents available on this website are copyrighted by ONLINE PARVAZ ART GALLERY© 2006-2017 |

كليه حقوق مادی و معنوی اين وب گاه محفوظ و هرگونه انتشار يا استفاده از تصاویر و مطالب آن، تنها با ذکر منبع، آزاد است. © 1396-1385

| براي استفاده هرچه بهتر از سايت، پيشنهاد ما به شما، استفاده از مرورگرهای Google Chrome و firefoxMozilla Firefox  است. |