مقدمه

روزنامه خبر جنوب - پنجشنبه 15 بهمن 1388


خصوصيات هنر ؛ ميراثهاي ارزنده درهنر

محمد علي پرواز – نقاش چهره هاي ماندگار شيراز

مقدمه :

قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهري

به قولي ديگر : حاصل عمرم سه سخن بيش نيست خام بدم ، پخته شدم ، سوختم

اگر اين سه مقوله را پذيرا باشيم به مفهوم هنر و هنرمندي راه يافته ايم .زيرا هنر را بايد عشق ناميد و اگر عشق و شيفتگي نباشد هنري در نهاد انسان بوجود نمي آيد. و مراتب خود را تا سير در کمال طي نخواهد نمود.هنرمندان بزرگ در اين رهگذر ره سپر بوده اند و با شيفتگي در نگرش به عالم خلقت توانسته اند تا حدي ، آفريننده جهان را بشناسندو در سير صوفيانه خود در راه کمال گام بردارند.

مجموعه مطالبي که از نظر گراميتان مي گذرد ماحصل 50 سال کار عملي در رشته هاي مختلف نقاشي و تحقيقاتي در اين زمينه و اطلاع حاصل نمودن درمورد هنرهاي تجسمي در ايران ، زير نظر اساتيد بزرگ شهرو ديارمان شيراز جنت تراز و خارج از کشور مي باشد. در صورت توفيق در بخشهاي متوالي مکتوب خواهد شد. اميد است اين مطالب مفيد واقع گردد. زيرا : به سادگي نمي توان از بررسي و تحقيق چشم پوشيد و آن را سيري طبيعي انگاشت. و بي گمان مباني اوليه آموزش و مقدم برآن تربيت روح و جسم ، مستلزم بينش و پي گيري و تحقيق است. تا بر حسب تحولات زمان و خواست اجتماعي ، موثرو پر بار گردد. امروزه مي توان دريافت که دنيا در حال تحول سريع و چشمگير است. و ميتوان گفت که بيشتر با آمار و ارقام سروکاردارد. براين اساس جامعه ايکه تعداد کتاب خوانها يش فراوان و تاليفاتي زياد و غني داشته باشد، و تحقيقاتي که برروي اکثر مسائل لازم و ضروري جامعه انجام شود، پيش گام تر و موفق تر و مترقي تر خواهد بود. مليت و فرهنگ ما در طول حياتمان از دو نظر باعث مباهات مي باشد. يک سوي آن گذشته هاي درخشان علم و هنر و گنجينه هاو ذخائر علمي و هنري و نبوغ و استعدادهاي ذاتي قوم و ملت مااز بد تا کنون و در جهتي ديگر تحولات موثر و سودمند اجتماعي و فرهنگي عصر ما بخاطر دستيابي به مدارک و منابع علمي غني هنرمندان گذشته اين مرزوبوم برايمان مانده است.لذا مهمترين اصل در جامعه موفق ما ، تعليم و تربيت صحيح و آرامش و امنيت خاطراست که ميتوانند مارا در راه خودکفائي فرهنگي و هنري سوق دهند.  از آن روي مسائل متعالي و ارتقاء فرهنگي حاصل خواهد شد. و اگرهرکس در هر مقام و موقعيتي به نام مربي فرهنگ و جامعه به وظيفه ملي خويش قدمي به پيش برداردو دين خود را به جامعه ادا سازد ،فردائي بس روشن و به طرف مدينه فاضله را براي نسلهاي بعد پي ريزي خواهد کرد.در حقيقت مقام شامخ معلم که روح و جسم جامعه را سالم و بارور مي سازد و بايد به زيور علم و معرفت بيشتر آراسته باشد و هيچگاه پيوند خود و وجدان شغلي و اجتماعي خويش را فراموش نسازد، و به کم و کيف زمان علم و بينش هنر ، خود را مطابقت دهد. و ماحصل به اين امر اهتمام ورزد ، که مي تواند موثر و کارساز افتد و روح جامعه را به طرف رشد ارتقاء سوق دهد. ميان سال و بزرگسال علاقمند خواهد داد که برحسب ذوق و قدرت فکري خويش ، راه خود را بهتر از گذشته انتخاب کند و در دوره هاي اوليه ، سطح اطلاعات علمي و نظري ايشان مشتاقان به فرا گيري را ياري دهد که در حد توانائي ، به جهان تحولات تربيتي آشنائي پيدا کنند . و به سنتهاي ديرين هنر و علم وقوف و معرفت يابند. و براساس پويندگي به ميزان استعدادهاي خلاق خود معرفت يابند. که همه اين عوامل به آموزش و پرورش صحيح مربيان بستگي پيدا مي کند. در هر حال مربياني که هوائج آموزشي خود را به روز نرسانند و تحقيق و مطالعه را به بعد موکول سازند ، موفقيتي را براي جامعه ببار نخواهند آورد.در اين راستا اميد است بتوانم از تجربيات و مطالعات گوناگون در زمينه هنر هاي تجسمي (بحث هنر نقاشي و طراحي و رنگ شناسي ) مطالبي را مکتوب نمايم .

 

شناخت مسائل حياتي و آشناشدن به علوم و فنون و هنر که از طريق آموزش و دلسوزي مربيان و آموزگاران و استادان عنوان مي شود فرصت را به نو جوان و جوان و حتي نقش ابزار کار در هنر، خلق نمودن هر اثرهنري بي كم و كاست بي نياز از ابزار و وسائل لازم نيست. زيرا ابزار ، نقشي اساسي در پرورش فكرو سليقه و احساس دارند.كه هميشه در زمانهاي طولاني حياط بشر بيشتر امكانات بوجود آمده ، ناشي از وجود ابزار مناسب بوده است. وبهمين خاطر ( خوب تواني ) يا هنر ، در فردي كه مايل است باتصميم در انتقال احساس خود ، كه در طول ساليان دراز ، آنرا تجربه كرده و آن احساس را برانگيخته ، بديگران آموزش دهد، مي تواند با بروز علائم حسي و ذوقي و دروني ، بصورت ظاهر و عملي به علاقمندان فراگيري ، تعليم دهد. و مي تواند نتيجه مثبت و سازنده اي ببار آورد. . و آن بيان علائم بوسيله حركات و اشارات و نمايش خطوط و رنگها و ايجاد صداها و نقشها و كلمات و به نحوي كه ديگران نيز بتوانند همان احساس را تجربه كنند ،قابل درك باشد. لذا سعي شود ، آموزش هنر راجهت آفرينش هنر، بديگران منتقل نمايند. ودر بيان ديگري ، بياري علائم مشخصه ظاهري ، آن احساسي را كه خود تجربه كرده اند ، بديگران تفهيم نموده تاجائي كه اثر بخش شود. و ديگران آن احساس را تجربه نمايند. و از همان مراحل حسي ، كه هنرمند عبور نموده ، بگذرند.

ابزار و وسايل در تكنيك و صنعت لازمست . بايد به جرات پذيرفت، كه هنر وسيله لذت نيست . بلكه پل ارتباطي معقول بين انسانها در هر نژاد و مليتي مي باشد. به آن معني كه حيات بشر را بسوي سعادت فرد و جامعه سوق ميدهدواين امر در فرهنگ و جامعه ، سواي آنكه موضوعي ضروري و در خور بحث است ، افراد بشر را در قشرهاي منسجم و نزديك به يكديگر همراه ميسازد و پيوندي معقول بوجود مي آورد.

ما اگر به باوري صحيح ، مقام هنر را برتر از علم بدانيم و علم را كوششي فرا راه آن بدانيم ، متوجه خواهيم شد كه هنر به ياري ابزار و امكانات كه همان آموزش صحيح و تشويق است ، ميتواند در تجلي واقعيت خود و هنرمند و در رسالت خودجهت به حركت درآوردن نبوغ و استعدادهاي ذاتي بشر، نقش موثري ايفا نمايد. از اينرو هنرمندان در هر زمان رسالتي را بر عهده دارند. كه هنر مافوق علم بوده و ميراثهاي هنري كه نمايانگري دقيق براين منطق است ، با زباني گويا ، رسالت هنر را در دوره ما و ديگر زمانها ي زندگي بشر ي بر اينگونه توجيه مينمايد. كه همبستگي بشر را در هر نژاد و مليتي در اين برهه از زمان براساس سعادت و اتحاد و همچنان در گذشته بنيان گذاشته و از اين تعلق خاطر بين افراد بشر به جاي تعدي وزور ، روح عاطفه و محبت و ايثار و معنويت را كه عاليترين فلسفه دين و هدف غائي و نهائي بشريت است ، بوجود آورد.

از اينرو به كمك ابزار و تربيت صحيح هنري وايجاد پشتکار و تشويق ووقت گذاري لازم ،مي توان ، روح تساوي و همبستگي و محبت بين نژادها و مليت ها را كه همه از سر چشمه فياض احساس برخوردارند ، بهمان صورت تجلي داد. كه به معني خلاصه کلام ، هنرمند در سطحي از هنر احساس خود را بيان و به ديگران منتقل سازد. و برتري هنر از علم در محدود بودن كلمه آنست كه چيزي را كه ما ميدانيم و مهم مي شماريم بديگران آنگونه انتقال دهيم كه مفيد واقع شود.2 مقصود علم برحسب تفكر صحيح جهان است. ، و هنرجزئي از وجود انسان است. كه جهاني عظيم با معاني شگرف در آن نهفته است. اصلا آيا صنعت و تكنولوژي و علم غمها را در ما فرو كش ميسازند؟ يا آنكه هنر آلام و غمها رادر ما تسكين ميدهند؟ و ما را در آن جهاني سير ميدهند كه در آن غم جائي ندارد؟ ابزار و وسايل كار در هر هنري از قديمي ترين ازمنه تاريخ تا روزگار ما و از ديدگاه تاريخ ، ملاك آن واقعيتهائي است كه اقسام هنرها را از هزاران سال قبل به زمان ما انتقال داده و امروز از پژوهش آن آثار، هنر هاي قديم را بر اساس احساسها و توانمندي هايمان درك نموده و ميدانيم كه آن نقش آفرينها از جمله مردماني بوده اند كه برحسب ضرورت انتقال احساس خود بديگران را كه خود تجربه نموده ، بجا گذاشته و ما كه دنباله رو ، آن ودايع هنري هستيم براساس و رويه آنها مطالعه و گام بر ميداريم. و حافظ آن ميراثهاي ارزنده مي باشيم.

اين چيست، جز آنكه انساني پر از احساس در برخورد با طبيعت و الهام از زيبائيها ، روح عاطفه و احساس را در خود پرورش داده و با نمود مطالعات در كم و كيف ابزار و وسائل و به مدد تجربه و ارتقاء كمال توانسته است اثري را خلق نمايد كه ما آنرا نمونه اي از انديشه و احساس او در گذشته ميدانيم. و به عنوان ميراثي با ارزش در حفظ و حراست آن مي كوشيم. از اينرو انتقال آن همه احساس گذشته به حال و آينده و حفظ سنتهاي هنري ، بستگي به ابزار ووسائلي دارد كه دليل بر آفرينشهاي گذشته است. و بر ما است كه با تكميل و استفاده از ابزارمدرن امروز ، آثار بعدي را بارورتر سازيم. و سنن هنري برحسب كم و كيفهاي زمان به آن گونه انتقال يابند و در جزرومد خود پديده هائي بوجودآورده كه با روح وحدت و ارتباط به گذشته آثاري بوجود آيد. تا از آن احساس ، عشق و محبت به ديگران ، در سايه پرورش عاطفه ، از راه هنر كه همه انسانها بدان دسترسي دارند ، عموميت يابد و جزء غرائز همه انسانها گردد.

محيط آموزشي

محيط آموزش و مربي مي تواند به كمك ابزار و وسائل هنري در كليه مراحل و تكنيكهاي علمي و حرفه اي و تجربي و انساني ، هنر را واسطه تفهيم قرار داده و بر اساس احساس و رشد مهارت جوانان توام با نقاشي و موسيقي و تاتر مفاهيم انساني و علم عملي و محبت و اخلاق را بياموزند. و برمايه رشد هنر ، روح تحقيق و دقت را كه اصل و زير بناي هر فرهنگ مترقي است، بارور سازند. و نهايتا خلاء بيكاري و اعتماد به نفس را بر اساس هنر بنا نهاده و مفاهيم تمدنهاي كهن و نحوه تفكر و احساس گذشتگان را كه بانيان زندگي امروز بوده ، به صورت هنر و سير مطالعه ، در آن آموزش دهند تا تاثير مثبت در اخلاق هنرجو بوجود آيد. تا نهايتا فرد دنباله رو گذشتگان باشد. تا كارهاي نو را بر اساس گذشته خلق نمايد. لذا ، اين عوامل در شناخت آن وسائل و نحوه تفكر گذشته موثرخواهد بود. كه چگونه با همه كمبودها با مقايسه با امروز، آنهمه هنرهاي اعجاب انگيز را بوجود آورده و ما نيز مهارتهاي كامل و موثري تحويل آيندگان داده و خود نيز از آن بهره مند شويم.

احتياج از يك طرف و مواجهه به مواهب طبيعي از سوي ديگر، همچنانكه در طول ادوار و قرون ، راه پيشرفت را به بشر آموخته وبهادادن بشر به طبيعت براصل ادامه حيات ، انسانهاي اوليه را ياري نمود كه آلات و ادوات زندگي خود را برحسب مقتضيات محيط و رفع نياز بسازد و ويرا در تفكر ياري نمود ، تا از طريق احساس و ذوق ابزار ممكنه را تهيه نمايد و بياري آن وسايل بهزيستي را فراهم سازد.. ازين رو مطالعه در تاريخ تمدنها و واكنشهاي بشر، در برابر طبيعت از هزاران سال قبل از ميلاد مسيح در آسيا و ديگر نقاط ، اين مسئله را ضمن بررسي و ابزاري كه در اثر حفاريها بدست آمد ه ، مسلم ساخت كه نيروي زاينده احتياج به ابزاردارد تا شخص را ياري نموده كه با انديشه در ماده و عناصر طبيعت ، بياري عقل در روندي تدريجي افزارعملي را تدريجا تكميل كند . در نتيجه اين امر خود آگاه يا ناخود آگاه از سنگ و آهن و آتش و شرائط مساعد محيط طبيعي آن موانع را يكي پس از ديگري برطرف سازد.و از هنر و احساس ذاتي ، خانه و مسكن و پوشاك و ساير وسائل را با همكاري آن امكانات فراهم سازد. تا ازآغاز تمدنهاي درخشان قديم ، انواع كنشها در قالب نظمي هندسي و توام با تفكري فلسفي و ابزار كاربوجود آيد و به ياري آن استعدادها به كار گمارده شوندو شكوفا گردند و براصل آزادي فكربه ديگران انتقال يابد. به آن جهت كه نتيجه حاصله ، داراي ارزش معنوي و حقيقي شود.

روح عمل در هنر از طريق مشاهده و عمل و تجربه حاصل مي شود و در عمل بوسيله حركات و اشارات وترسيم خطها و رنگها و صداها و نقشها و كلمات ، نتيجه بخش و موثرخواهد شد. كه در ابتدا عوامل اوليه يعني ابزار و وسائل در كارميتواند نقش مهمي ايفا نموده تا آموزش حاصل شود و پرورش توام با آن بدست آيد. انتقال و تفهيم عملي هنر بدون ابزار لازم و لو مربي در حد تسلط و هنرمندي و علم باشد، نميتواند علت و معلول رنگها را در هنر نقاشي بياموزد . ونيز معلومات لازم تئوري و عملي مربي ،شناخت اورانسبت به روحيه جوانان ميتواند مورد ارزيابي قرار دهد. بنابر اين با ابزار كار وپشتكارعملي مربي در امر تعليم و تربيت و آزادي جوانان در عمل پس از آموزش صحيح ، ميتواند سطح توليد و بازده هنر را در جوانان بالا ببرد. و استعداد ها شكوفا شود. تربيت هنري از مهمترين شرائط كار يك واحد آموزشي است . زيرا نيروي فرمان بري و تسلط و قدرت آفرينش و تخيل و دقت را درآنان رشد ميدهد و به علت و معلولها در ضمن عمل واقف شده و جوان را بر آن ترغيب مي كند كه با آزادي ، اميال خفته را در خود بيدار سازد و با صداقتي تمام واكنشهاي دروني و اميال سركوب شده و گاه در حال غليان درون خود را بصورت هنري ساده بيان سازد و در اثر تقويت دقت و قضاوت ، روح ابداع در آنها بيدار گردد. و براين اساس بر حسب فكر و نيروي تخيل ، به اميدهاي پنهاني خويش راه يابند و با زبان رنگ و نمود خطوط ، در تجسم آينده ورفع مشكلات دروني راه يابند. ازاينرو شرط اينگونه موفقيتها را در دو عامل بايد جستجو كرد.

1- مربي دانا ، تسلط بر جوانب آموزش ، دلسوز ، آشنا به تجربيات ، توان و روان جوان .

2-ابزارو امكانات لازم و كافي و مربي دلسوز، ميتواند در غرور و شخصيت و علاقه جوان موثرباشد.

كه ميتوان گفت هردو مورد مكمل يكديگرند. بدان جهت كه يكي با تجربه و عمل مي آموزد و ارشاد مي كند تا ديگري به ياري احساس در حد قدرت خود خلق اثر نمايد. و تدريجا پيشرفت نموده و به ياري تجربه خويش احساس نمايد كه خود خلاق است. . . ، اعتماد به نفس داردو بر كار خود مسلط. و شغلي را كه در آينده انتخاب مي كند با نيروي هنر ذاتي به اثبات برساند.

درمورد وسائل كاراز بدو رشد و درك كودك تا دوره هاي عالي تر حيات ، سواي آنچه در كتابهاي درسي بصورت اجمال ، مشتمل بر انواع رنگها ،قلم ها و كاغذها و وسائلي است كه فقط خصوصيات آن ،بدون در نظر گرفتن برداشتهاي عملي و اجتماعي ، يادآوري شده ، در اينجا ، با دقتي بيشتر و توضيحي كاملتر ، به بررسي آنها خواهيم پرداخت.

اصولا هر شيئي با رنگ توام است و سبب جاذبه هاي فكري در كودك و هر فرد علاقمندي خواهد شد. قلم و كاغذ ي را كه در اختيار كودكي نو آموز قرار دهيم ، ذاتا وسيله اي است در بروز اميال او . و چنانچه كاملتر باشد ، با توجه به مراتب رشد سني و عقلي او و راهنمائي شود ، بهتر ميتواند آن نمودها را كه پنهاني است آشكار سازد.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
محتوای بیشتر در این بخش: رنگ ها - قسمت 1 »

نظرات بازدیدکنندگان:

(*) :موارد الزامی

اين وب گاه در ستاد ساماندهی پایگاه های اينترنتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده است.

صفحه اصلی   |   زندگینامه هنری   |   پرتره های چهره های ماندگار   |   گالری نقاشی   |   گالری خوش نویسی   |   مقالات    |    یادداشت ها   |   تماس با ما

| All Rights Reserved. All contents available on this website are copyrighted by ONLINE PARVAZ ART GALLERY© 2006-2017 |

كليه حقوق مادی و معنوی اين وب گاه محفوظ و هرگونه انتشار يا استفاده از تصاویر و مطالب آن، تنها با ذکر منبع، آزاد است. © 1396-1385

| براي استفاده هرچه بهتر از سايت، پيشنهاد ما به شما، استفاده از مرورگرهای Google Chrome و firefoxMozilla Firefox  است. |